اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر اول

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر اول از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - نی‌نامه - حقیقت عشق إلهی و کیفیت حرکت سالک در مسیر معبود. - توصیف حال عارف بِالله نسبت به دنیا. - لزوم تبعیت از ولیّ إلهی. - بیان راه‌های انحرافی مزوّران در مقابل مسیر حق. - معنای جبر و تفویض. - ادب حضرت آدم علیه‌السلام در مقابل خداوند. - غیرت خداوند متعال در تحریم زشتی‌ها. - تفسیر «مَن کانَ للّٰه کانَ اللٰهُ له». - بیان نفحه‌های الهی بر سالکان. - هدایت‌نیافتن معاندان. - توصیۀ پیامبر دربارۀ تقرّب به خدا با عقل. - اخلاص در عشق. - نکوهش قیاس.

مثنوی معنوی - دفتر اول

98
  • رویش از غمْ زرد و هر دو لبْ کبود***پس سلیمان گفت: «ای خواجه چه بود؟»
  • گفت: «عزرائیل در من این‌چنین***یک نظر انداخت پُر از خشم و کین‌»
  • گفت: «هین اکنون چه می‌خواهی؟ بخواه»***گفت: «فرما باد را ای جان‌پناه‌
  • تا مرا زین‌جا به هندِستان بَرد***بو که بنده کآن طرف شد، جان بَرد»1
  • ----------

  • نَک ز درویشی گریزانند خَلق***لقمۀ حرص و أمَل ز‌آنند خَلق2
  • ترسِ درویشی مثالِ آن هراس***حرص و کوشش را تو هندِستان شناس
  • ----------

  • باد را فرمود تا او را شتاب***بُرد سوی خاکِ هندِستان بر آب‌
  • روز دیگر، وقتِ دیوان و لِقا***شهْ سلیمان گفت عزرائیل را:3
  • 🔹 «کاین مسلمان را به خشم از چه سبب***بنْگریدی؟ باز‌گو ای پیکِ رَبّ!
  • ای عجب، این کرده باشی بهرِ آن***تا شود آواره او از خان و مان؟!»
  • 🔹 گفتش: «ای شاهِ جهانِ بی‌زوال***فهمْ کژ کرد و نمود او را خیال4
  • 🔹 من وِ‌را از خشم کی کردم نظر؟!***از تعجّب دیدمش در رهگذر5
  • که مرا فرمود حقّ: ”که امروز هان***جانِ او را تو به هندِستان سِتان!“‌
  • 🔹 دیدمش اینجا و بس حیران شدم***در تفکّر رفته، سرگردان شدم
  • از عجب گفتم: ” گر او را صد پَر است***ز‌و به هندِستان شدنْ دور اندر است!“‌
  • 🔹 چون به امرِ حقّ به هندِستان شدم***دیدمش آنجا و جانش بِستَدم»
  • ----------

    1. بو که: امید است که. شد: رفت. جان برَد: نجات یابد.
    2. نک: اینک. درویشی: فقر. لقمه: طعمه. أمل: آرزو.
    3. دیوان: رسیدگی به امور حکومتی. لقا: ملاقات.
    4. نمود او را خیال: دچار خیال و سوء ظن شد.
    5. الحاقی از نسخۀ قونیه.