اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر اول

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر اول از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - نی‌نامه - حقیقت عشق إلهی و کیفیت حرکت سالک در مسیر معبود. - توصیف حال عارف بِالله نسبت به دنیا. - لزوم تبعیت از ولیّ إلهی. - بیان راه‌های انحرافی مزوّران در مقابل مسیر حق. - معنای جبر و تفویض. - ادب حضرت آدم علیه‌السلام در مقابل خداوند. - غیرت خداوند متعال در تحریم زشتی‌ها. - تفسیر «مَن کانَ للّٰه کانَ اللٰهُ له». - بیان نفحه‌های الهی بر سالکان. - هدایت‌نیافتن معاندان. - توصیۀ پیامبر دربارۀ تقرّب به خدا با عقل. - اخلاص در عشق. - نکوهش قیاس.

مثنوی معنوی - دفتر اول

96
  • قابلِ امرِ وِی‌ای، قابل شوی***وصل جویی، بعد از آن واصل شوی1
  • سعی، شکرِ نعمتِ قدرت بوَد***جبرِ تو، انکارِ آن نعمت بوَد
  • شکرِ نعمتْ نعمتت افزون کند***کفرْ نعمت از کَفت بیرون کند2
  • جبرِ تو خفتن بوَد، در ره مخُسب***تا نبینی آن در و درگَه مخُسب‌
  • هان مخُسب -ای جبریِ بی‌اعتبار-***جز به زیرِ آن درختِ میوه‌دار3
  • تا که شاخ افشان کند هر لحظه باد***بر سرِ خفته بریزد نُقل و زاد4
  • جبر، خفتن در میانِ رهزنان***مرغِ بی‌هنگام کی یابد امان‌؟!5
  • ور اشارت‌هاش را بینی زنی***مرد پنداریّ و، چون بینی، زنی!6
  • این قدَر عقلی که داری، گم شود***سَر که عقل از وی بپرّد، دُم شود
  • ز‌آنکه بی‌شُکری بوَد شوم و شَنار***می‌بَرد بی‌شُکر را در قَعرِ نار7
  • گر توکّل می‌کنی، در کار کن***کسب کن، پس تکیه بر جبّار کن8
  • 🔹 تکیه بر جبّار کن تا وا رَهی***ور نه اُفتی در بلای گُمرهی‌9
    1. نسخۀ قونیه: قابل امر وی‌ای، قائل شوی.قابل (1): پذیرنده. قابل (2): شایسته (برای وصال حق تعالیٰ).
    2. نسخۀ قونیه:
      شکرِ قدرت، قدرتت افزون کند*** جبر، نعمت... .
      کفر: ناسپاسی.
    3. نسخۀ قونیه: کاهِل بی‌اعتبار.
    4. شاخ: شاخه. افشاندن: تکاندن. نُقل و زاد: میوه (معارف و نفَحات الهی).
    5. جبر مانند خوابیدن در میان رهزنان است که انسان برای خلاص خود تلاش نکند و به هلاکت برسد. و جبری مانند خروس بی‌محلّی است که قدرت مطلقۀ حق را در موضع نادرست آن قرار می‌‌‌دهد و این کار، او را به کشتن داده و خون او را مباح می‌کند.
    6. بینی زدن: انکار و مقابله. مرد پنداری: خود را مرد می‌دانی.
    7. شَنار: ننگ و عار. نار: آتش.
    8. پس: سپس.
    9. الحاقی از نسخۀ ناسخه.