
مثنوی معنوی - دفتر اول
براساس تصحیح سید حسن میرخانی
دفتر اول از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلالالدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم میگردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - نینامه - حقیقت عشق إلهی و کیفیت حرکت سالک در مسیر معبود. - توصیف حال عارف بِالله نسبت به دنیا. - لزوم تبعیت از ولیّ إلهی. - بیان راههای انحرافی مزوّران در مقابل مسیر حق. - معنای جبر و تفویض. - ادب حضرت آدم علیهالسلام در مقابل خداوند. - غیرت خداوند متعال در تحریم زشتیها. - تفسیر «مَن کانَ للّٰه کانَ اللٰهُ له». - بیان نفحههای الهی بر سالکان. - هدایتنیافتن معاندان. - توصیۀ پیامبر دربارۀ تقرّب به خدا با عقل. - اخلاص در عشق. - نکوهش قیاس.
مثنوی معنوی - دفتر اول
84چشمبند است آتش از بهرِ حِجیب *** رحمت است این، سر بر آورده زِ جیب1 اندر آ مادر ببین بُرهانِ حق *** تا ببینی عِشرتِ خاصانِ حق اندر آ و آب بینْ آتشمثال *** از جهانی کآتش است، آبش مثال2 اندر آ اسرارِ ابراهیم بین *** کاو در آتش یافت وَرد و یاسمین مرگ میدیدم گَهِ زادن ز تو *** سختْ خَوفم بود افتادنْ ز تو چون بزادم، رَستم از زندانِ تنگ *** در جهانی خوشسَرایی خوبرنگ این جهان را چون رَحِم دیدم کُنون *** چون در این آتش بدیدم این سُکون اندر این آتش بدیدم عالَمی *** ذرّه ذرّه اندر او عیسیٰدمی نَک جهانِ نیستْشکلِ هستْذات *** وآن جهانْتان هستْشکلِ بیثبات اندر آ مادر به حقّ مادری *** بین که این آذر ندارد آذری اندر آ مادر که اِقبال آمدهست *** اندر آ مادر، مَده دولت ز دست3 قدرتِ آن سگ بدیدی، اندر آ *** تا ببینی قدرت و فضلِ خدا من ز رحمت میگشایم پای تو *** کز طَرَب خود نیستم پروای تو اندر آ و دیگران را هم بخوان *** کاندر آتشْ شاه بنهادَهست خوان اندر آیید ای همه پروانهوار *** اندر این آتش که دارد صد بهار اندر آیید ای مسلمانان همه *** غیرِ عَذبِ دینْ عذاب است آن همه4 🔹 اندر آیید و ببینید اینچنین *** سرد گشته آتشِ گرمِ مُهین 🔹 اندر آیید ای همه مست و خراب *** اندر آیید ای همه عینِ عِتاب 🔹 اندر آیید اندر این بحرِ عمیق *** تا که گردد روحْ صافیّ و رقیق» 🔹 مادرش انداخت خود را اندر او *** دستِ او بگْرفت طفلِ مِهرخو - حِجیب: حجاب، مخفی داشتن حقیقت امر. جیب: گریبان.
این آتشْ ظاهر و حجابی است که مانع دید غافلان است و اگر چشم بسته نباشد و به حقیقت باز باشد تماماً رحمت است. - آتشمثال: آتشگونه. از جهانی... : از عالَم دنیا که حقیقتش آتش و بهظاهر و صورتْ مانند آب است بیرون بیا.
مرحوم سبزواری: حقیقتی که از عالَم ملکوت که مانند آتشی پرنور است نشأت گرفته و در صورت مثالی بهصورت آب است و حیاتبخش تمام هستی. - دولت: بخت، اقبال و سعادت.
- عَذب دین: دین خوشگوار.
- حِجیب: حجاب، مخفی داشتن حقیقت امر. جیب: گریبان.
