
مثنوی معنوی - دفتر اول
براساس تصحیح سید حسن میرخانی
دفتر اول از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلالالدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم میگردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - نینامه - حقیقت عشق إلهی و کیفیت حرکت سالک در مسیر معبود. - توصیف حال عارف بِالله نسبت به دنیا. - لزوم تبعیت از ولیّ إلهی. - بیان راههای انحرافی مزوّران در مقابل مسیر حق. - معنای جبر و تفویض. - ادب حضرت آدم علیهالسلام در مقابل خداوند. - غیرت خداوند متعال در تحریم زشتیها. - تفسیر «مَن کانَ للّٰه کانَ اللٰهُ له». - بیان نفحههای الهی بر سالکان. - هدایتنیافتن معاندان. - توصیۀ پیامبر دربارۀ تقرّب به خدا با عقل. - اخلاص در عشق. - نکوهش قیاس.
مثنوی معنوی - دفتر اول
192تفسیرِ دعای آن دو فرشته که هر روز بر سرِ بازار مُنادیٰ کنند که: «اَللٰهمّ أعطِ کُلَّ مُنفِقٍ خَلَفاً و کُلَّ مُمسِکٍ تَلَفاً» و بیانِ آنکه: مُنفِق، مجاهدِ راهِ حق است؛ نه مُسرفِ راهِ هویٰ
گفت پیغمبر که: «دائم بهر پند *** دو فرشته خوش مُنادیٰ میکنند: ”کای خدایا مُنفِقان را سیر دار *** هر دِرَمشان را عِوَض دِهْ صد هزار ای خدایا مُمسِکان را در جهان *** تو مده إلّا زیان اندر زیان 🔹 ای خدایا مُنفِقان را دِه خَلَف *** ای خدایا مُمسِکان را دِه تَلَف!“» ----------
🔹 مُنفِق و مُمسِکْ محلبین بِهْ بوَد *** چون محلّ باشد، مؤثِّر میشود ای بسا إمساکْ کز انفاق بِهْ *** مالِ حق را جز به امرِ حق مَده تا عِوَض یابی تو گنجِ بیکران *** تا نباشی از عِدادِ کافران کُاشتُرانْ قربان همی کردند تا *** چیره گردد تیغشان بر مُصطفیٰ امرِ حق را باز دان از واصِلی *** امرِ حق را درنیابد هر دلی چون غلامِ باغیای کاو عَدل کرد *** مالِ شه بر باغیانْ او بَذل کرد 🔹 طُرفهتر کآن را همی پنداشت عدل: *** «کز سخاوت کردهام ایثار و بَذل» عدلِ این باغیّ و دادش پیشِ شاه *** چه فَزاید؟ دوری و روی سیاه در نُبی، إنذارِ اهلِ غفلت است: *** «کآن همه اِنفاقهاشان حسرت است»1 قربانیکردنِ سرورانِ عرب به امیدِ قبول افتادن
سرورانِ مکّه در حَربِ رسول *** بودِشان قربان به امّیدِ قبول بهر این مؤمن همی گوید ز بیم *** در نماز: «إهدِ الصِّراطَ الْمُستَقیم»2 آن دِرَم دادن، سَخی را لایق است *** جان سپردن، خود سخای عاشق است - سوره الأنفال آیه 36.
- سوره الفاتحه آیه 6.
