اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر اول

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر اول از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - نی‌نامه - حقیقت عشق إلهی و کیفیت حرکت سالک در مسیر معبود. - توصیف حال عارف بِالله نسبت به دنیا. - لزوم تبعیت از ولیّ إلهی. - بیان راه‌های انحرافی مزوّران در مقابل مسیر حق. - معنای جبر و تفویض. - ادب حضرت آدم علیه‌السلام در مقابل خداوند. - غیرت خداوند متعال در تحریم زشتی‌ها. - تفسیر «مَن کانَ للّٰه کانَ اللٰهُ له». - بیان نفحه‌های الهی بر سالکان. - هدایت‌نیافتن معاندان. - توصیۀ پیامبر دربارۀ تقرّب به خدا با عقل. - اخلاص در عشق. - نکوهش قیاس.

مثنوی معنوی - دفتر اول

191
  • چون به طَوفِ خود به طَوفی، مُرتَدی***چون به خانه آمدی، هم با خَودی‌
  • ای خَبرهات از خبر‌دِه بی‌خبر***توبۀ تو از گناهِ تو بَتر
  • 🔹 راهِ فانی‌گشته، راهی دیگر است***ز‌آنکه هُشیاری گناهی دیگر است
  • ای تو از حالِ گذشته توبه‌جو***کی کُنی توبه از این توبه؟ بگو
  • گاهْ بانگِ زیر را قِبله کُنی***گاهْ گریه‌یْ زار را قُبله زَنی‌
  • چون‌که فاروقْ آینه‌یْ اسرار شد***جانِ پیر از اندرون بیدار شد
  • همچو جانْ بی‌گریه و بی‌خنده شد***جانْش رفت و جانِ دیگر زنده شد
  • حیرتی آمد درونش آن زمان***که برون شد از زمین و آسمان‌
  • جستجویی از ‌وَرای جست وجو***من نمی‌دانم، تو می‌دانی بگو1
  • حال و قالی از وَرای حال و قال***غَرقه گشته در جمالِ ذو‌الجَلال‌
  • غَرقه‌ای نی که خلاصی باشدَش***یا به‌جز دریا کسی بشناسدش‌
  • عقلِ جزوْ از کُلْ پذیرا نیستی***گر تقاضا بر تقاضا نیستی2
  • چون تقاضا بر تقاضا می‌رسد***موجِ آن دریا بدین‌جا می‌رسد
  • چون‌که قصّه‌یْ حالِ پیر اینجا رسید***پیر و جانش رویْ در دریا کشید3
  • پیرْ دامن را ز گفت‌ و گو فِشانْد***نیم‌گفته در دهانِ او بمانْد4
  • ----------

  • از پیِ این عِیش و عِشرَت ساختن***صد هزاران جان بشاید باختن‌
  • در شکارِ پشّۀ جانْ باز باش***همچو خورشیدِ جهانْ جانباز باش‌
  • جان‌فشان افتاد خورشیدِ بلند***هر دمی تی می‌شود، پُر می‌کُنند
  • جان فشان ای آفتابِ معنوی***مر جهانِ کهنه را بنْما نُوی‌
  • در وجودِ آدمی جان و روان***می‌رسد از غیبْ چون آبِ روان‌
  • 🔹 هر زمان از غیبْ نو نو می‌رسد***وز جهانِ تنْ «برون شو» می‌رسد
    1. تصحیح‌شده بر‌اساس نسخه قونیه. میرخانی: جست وجوی ماوَرای جست وجو.
    2. نسخۀ قونیه: از کلْ گویا نیستی.
    3. نسخۀ قونیه: روی در پرده کشید.
    4. نسخۀ قونیه: در دهان ما بماند.