
مثنوی معنوی - دفتر اول
براساس تصحیح سید حسن میرخانی
دفتر اول از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلالالدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم میگردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - نینامه - حقیقت عشق إلهی و کیفیت حرکت سالک در مسیر معبود. - توصیف حال عارف بِالله نسبت به دنیا. - لزوم تبعیت از ولیّ إلهی. - بیان راههای انحرافی مزوّران در مقابل مسیر حق. - معنای جبر و تفویض. - ادب حضرت آدم علیهالسلام در مقابل خداوند. - غیرت خداوند متعال در تحریم زشتیها. - تفسیر «مَن کانَ للّٰه کانَ اللٰهُ له». - بیان نفحههای الهی بر سالکان. - هدایتنیافتن معاندان. - توصیۀ پیامبر دربارۀ تقرّب به خدا با عقل. - اخلاص در عشق. - نکوهش قیاس.
مثنوی معنوی - دفتر اول
188این طریقِ نُکرِ نامعقولْ بین *** در دلِ هر مُقبِلی مقبولْ بین1 آنچنان کز بیمِ آدمْ دیو و دَد *** در جزایر در رمیدند از حسد2 هم ز بیمِ معجزاتِ انبیا *** سر کشیده مُنکِرانْ زیرِ گیا3 تا به ناموسِ مسلمانی زیَند *** در تَسَلُّس، تا ندانی که کیاند همچو قَلّابانْ بر آن نقدِ تباه *** نقره میمالند و نامِ پادشاه4 ظاهرِ الفاظشانْ توحید و شرع *** باطنِ آن همچو در نانْ تخمِ صَرع فلسفی را زَهره نی تا دَم زند *** دم زند، دینِ حقَش بر هم زند دست و پای او جماد و جانِ او *** هر چه گوید، آن دو در فرمانِ او با زبان گرچه که تهمت مینهند *** دست و پاهاشان گواهی میدهند اظهارِ معجزۀ پیغمبر علیه السّلام [در] به سخن آمدن سنگریزه در دستِ ابوجهل و گواهی دادن [سنگریزه] به رسالتِ آن حضرت
سنگها اندر کفِ بوجهل بود *** گفت: «ای احمد بگو این چیست؟ زود گر رسولی، چیست در مُشتَم نهان *** چون خبر داری ز رازِ آسمان؟» گفت: «چون خواهی؟ بگویم کآن چههاست *** یا بگویند آنکه: ما حقّیم و راست؟» گفت بوجهل: «آن دوُم نادرتر است» *** گفت: «آری، حق از این قادرتر است»5 🔹 گفت: «شش پاره حَجَر در دستِ توست *** بشنو از هر یک تو تسبیحی درست» از میانِ مشت او هر پاره سنگ *** در شهادتگفتن آمد بیدرنگ «لا إلٰهَ» گفت و «إلَّا اللٰه» گفت *** گوهرِ «اَحمدْ رسولُاللـٰه» سُفت چون شنید از سنگها بوجهلْ این *** زد ز خشمْ آن سنگها را بر زمین 🔹 گفت: «نبوَد مثلِ تو ساحرْ دگر *** ساحران را سَر توییّ و تاجِ سر» - نسخۀ قونیه: این طریقِ بِکر نامعقول بین.
- مروج الذهب (مسعودی)، ج 1، ص 47؛ خلاصه اینکه: چون جنها در زمین فساد کردند، خداوند ملائکه را به فرماندهی ابلیس (که در آن زمان از عُبّاد بود) به زمین فرستاد. آنها عدّهای از جنها را به جزیرهها فراری دادند و عدّۀ دیگر را کشتند... .
- نسخۀ ناسخه: زیرِ کیا.
- قَلّابان: متقلّبان.
- اصلاحشده براساس نسخۀ قونیه.
