اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر اول

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر اول از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - نی‌نامه - حقیقت عشق إلهی و کیفیت حرکت سالک در مسیر معبود. - توصیف حال عارف بِالله نسبت به دنیا. - لزوم تبعیت از ولیّ إلهی. - بیان راه‌های انحرافی مزوّران در مقابل مسیر حق. - معنای جبر و تفویض. - ادب حضرت آدم علیه‌السلام در مقابل خداوند. - غیرت خداوند متعال در تحریم زشتی‌ها. - تفسیر «مَن کانَ للّٰه کانَ اللٰهُ له». - بیان نفحه‌های الهی بر سالکان. - هدایت‌نیافتن معاندان. - توصیۀ پیامبر دربارۀ تقرّب به خدا با عقل. - اخلاص در عشق. - نکوهش قیاس.

مثنوی معنوی - دفتر اول

185
  • خواب بردش، مرغِ جانْشْ از حَبس رَست***چنگ و چنگی را رها کرد و بجَست‌
  • گشت آزاد از تن و رنجِ جهان***در جهانِ ساده و صحرای جان‌
  • جانِ او آنجا سُرایان ماجَرا:***«کَاندر اینجا گر بمانْدَندی مرا
  • خوش بُدی جانم از این باغ و بهار***مستِ این صحرای غیبِ لاله‌زار
  • بی‌پر و بی‌پا سفر می‌کردمی***بی‌لب و دندانْ شکَر می‌خوردمی‌
  • ذکر و فکری فارغ از رنجِ دِماغ***کردمی با ساکنانِ چرخْ لاغ‌
  • چشم‌بسته عالَمی می‌دیدمی***وَرد و ریحان بی‌کفی می‌چیدمی»‌
  • مرغِ آبی غرقِ دریای عسل***عینِ ایّوبی شرابِ مُغتَسل1
  • که بدو ایّوب را پا تا به فرق***پاک شد از رنج‌ها چون نورِ شرق‌
  • 🔹 گر بوَد این چرخْ دَه چندین که هست***نیست نزدِ آن جهانْ جز تنگ و پست
  • مثنوی در حجم اگر بودی چو چرخ***در‌نگنجیدی در آن جز نیم‌بَرخ‌
  • کآن زمین و آسمانِ بس فراخ***کرد از تنگی دلم را شاخ شاخ‌
  • وین جهانی کَاندر این خوابم نمود***از گشایشْ پرّ و بالم را گشود
  • آن جهان و راهش اَر پیدا بُدی***کم کسی یک لحظه در اینجا بُدی
  • امر می‌آمد که: «هین طامِع مشو***چون ز پایت خار بیرون شد، برو»
  • مول مولی می‌زد آنجا جانِ او***در فضای رحمت و احسانِ او
  • در خواب گفتنِ هاتف با عُمَر که: «چندین زر از بیت‌المال به آن مرد دِه که در گورستان خفته است‌.»

  • آن زمان حق بر عُمَر خوابی گماشت***تا که خویش از خواب نتْوانست داشت‌
  • در عجب افتاد کاین معهود نیست***این ز غیب افتاد، بی‌مقصود نیست‌
  • سر نهاد و خواب بردش، خواب دید***کآمدش از حق ندا، جانش شنید
  • ----------

    1. نسخۀ قونیه: شراب و مُغتَسَل.
      سوره ص آیه 42.