اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر اول

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر اول از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - نی‌نامه - حقیقت عشق إلهی و کیفیت حرکت سالک در مسیر معبود. - توصیف حال عارف بِالله نسبت به دنیا. - لزوم تبعیت از ولیّ إلهی. - بیان راه‌های انحرافی مزوّران در مقابل مسیر حق. - معنای جبر و تفویض. - ادب حضرت آدم علیه‌السلام در مقابل خداوند. - غیرت خداوند متعال در تحریم زشتی‌ها. - تفسیر «مَن کانَ للّٰه کانَ اللٰهُ له». - بیان نفحه‌های الهی بر سالکان. - هدایت‌نیافتن معاندان. - توصیۀ پیامبر دربارۀ تقرّب به خدا با عقل. - اخلاص در عشق. - نکوهش قیاس.

مثنوی معنوی - دفتر اول

181
  • در زمستانْشان اگرچه داد مرگ***زنده‌شان کرد از بهار و داد برگ‌
  • مُنکِران گویند: «خود هست این قدیم***این چرا بندیم بر ربِّ کریم‌؟!»
  • 🔹 جمله پندارند کاین خود دائم است***وز قِدَمْ این جمله عالَمْ قائم است
  • کوریِ ایشان، درونِ دوستان***حق بِرویانید باغ و بوستان‌
  • هر گُلی کَاندر درونْ بویا بوَد***آن گُل از اسرارِ کُلّ، گویا بوَد
  • بوی ایشان رَغمِ أنفِ مُنکِران***گِردِ عالَم می‌رود پرده‌دران‌
  • مُنکِران همچون جُعَل زآن بوی گُل***یا چو نازک‌مغز از بانگِ دُهُل‌
  • خویشتن مشغول می‌سازند و غرق***چشم می‌دوزند از لَمْعانِ برق‌1
  • چشم می‌دوزند و آنجا چشمْ نی***چشم آن باشد که بیند مَأمَنی‌
  • ----------

  • چون ز گورستانْ پیمبر بازگشت***سوی صدّیقه شد و هم‌راز گشت‌
  • چشمِ صدّیقه چو بر رویش فِتاد***پیش آمد، دست بر وی می‌نهاد
  • بر عِمامه و رویِ او و موی او***بر گریبان و بَر و بازوی او
  • گفت پیغمبر: «چه می‌جویی شتاب؟»***گفت: «باران آمد امروز از سَحاب‌
  • جامه‌هایت می‌بجویَم در طلب***تَر نمی‌بینم ز باران، ای عجب»‌
  • گفت: «چه بر سر فِکَندی از إزار؟»***گفت: «کردم آن ردای تو خِمار»
  • گفت: «بهر آن نمود -ای پاک‌جیْب-***چشمِ پاکت را خدا بارانِ غیب‌
  • نیست آن باران از این ابرِ شما***هست ابرِ دیگر و دیگر سَما
  • 🔹 این‌چنین بارانْ ز ابرِ دیگر است***رحمتِ حق در نزولش مُضمَر است»
  • 🔹 بشنو از قولِ سنائی در رُموز***معنی‌ای، تا واقف آیی بر کُنوز
  • 🔹 گر تو بُگشایی ز باطن دیده‌ای***زود یابی سرمۀ بُگزیده‌ای
  • 🔹 پیرِ دانا اندر این رمزی که گفت***در حقیقت زین صدفْ دُرّی بِسُفت
  • تفسیرِ بیتِ حکیم سنایی روَّحَ ال‍لٰهُ روحَه:

  • آسمان‌هاست در ولایتِ جان***کار‌فرمای آسمانِ جهان‌
  • در رهِ روح، پست و بالاهاست***کوه‌های بلند و صحراهاست‌
    1. چشم دوختن: چشم بستن و صرف‌نظر کردن.