اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر اول

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر اول از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - نی‌نامه - حقیقت عشق إلهی و کیفیت حرکت سالک در مسیر معبود. - توصیف حال عارف بِالله نسبت به دنیا. - لزوم تبعیت از ولیّ إلهی. - بیان راه‌های انحرافی مزوّران در مقابل مسیر حق. - معنای جبر و تفویض. - ادب حضرت آدم علیه‌السلام در مقابل خداوند. - غیرت خداوند متعال در تحریم زشتی‌ها. - تفسیر «مَن کانَ للّٰه کانَ اللٰهُ له». - بیان نفحه‌های الهی بر سالکان. - هدایت‌نیافتن معاندان. - توصیۀ پیامبر دربارۀ تقرّب به خدا با عقل. - اخلاص در عشق. - نکوهش قیاس.

مثنوی معنوی - دفتر اول

180
  • پیشِ تو شَسته، تو را خودْ پیش کو؟***پیشِ هستت جانِ پیش اندیش کو؟
  • گر تو خود را پیش و پس کردی گمان***بستۀ جسمیّ و محرومی ز جان‌
  • زیر و بالا، پیش و پس، وصفِ تن است***بی‌جهت‌ها وصفِ جانِ روشن است1
  • بر‌گُشا از نورِ پاکِ شَهْ نظر***تا نپنداری تو چون کوته‌نظر
  • که همینی در غم و شادیّ و بس***ای عدم، کو مر عدم را پیش و پس؟!‌
  • 🔹 از وجود و از عدم گر بگْذری***از حیاتِ جاودانی بر‌خَوری
  • روزِ باران است، می‌رو تا به شب***نی از این باران، از آن بارانِ رَبّ‌
  • 🔹 هست باران‌ها جز این باران، بدان***که نمی‌بیند وِرا جز چشمِ جان
  • 🔹 چشمِ جان را پاک کن، نیکو نگر***تا از آن باران، عیان بینی خُضَر
  • سؤال‌کردن عایشه از پیغمبر علیه السّلام که: «باران شد و جامۀ مبارکِ تو، تر نگشت؟!» و جوابِ آن جناب2

  • مصطفیٰ روزی به گورستان برفت***با جنازه‌یْ مردی از یاران برفت‌
  • خاک را در گورِ او آکنده کرد***زیرِ خاکْ آن دانه‌اش را زنده کرد
  • ----------

  • این درختانند همچون خاکیان***دست‌ها برکرده‌اند از خاکدان‌
  • سوی خَلقانْ صد اشارت می‌کنند***و‌آن که گوش ‌اَستش، عبارت می‌کنند
  • 🔹 تیزگوشان رازِ ایشان بشنوند***غافلان آوازِ ایشان نشنوند
  • با زبانِ سبز و با دستِ دراز***از ضمیرِ خاک می‌گویند راز
  • همچو بَطّانْ سر فرو برده به آب***گشته طاووسان و بوده چون غُراب‌
  • در زمستانْشان اگر محبوس کرد***آن غُرابان را خدا طاووس کرد
    1. نسخۀ قونیه: بی‌جهت تا ذاتِ جان روشن است.
    2. منبعی برای داستان پیدا نشد، شاید منبع آن الکامل (جرجانی)، ج 5، ص 21 باشد؛ «عن أنس قال: بَينَما نحنُ نَطوفُ مع رسولِ‌اللٰه صلّی اللٰه علیه و آله و سلّم إذ رأينا بَرداً وَ یداً [ظ: نَدىً]...؛ انس بن مالک نقل مى‌كند: روزی با پيغمبر صلّی اللٰه علیه و آله و سلّم حرکت مى‌كرديم که ناگاه سردى و تری احساس كرديم، عرض کردیم: اى پيامبر اين‌ سردى و ترى چيست؟ فرمود: ”مگر شما آن را دريافتيد؟“ گفتيم: بلى! فرمود: ”آن عيسى بن مريم بود كه بر من سلام فرستاد!“»‌