
مثنوی معنوی - دفتر اول
براساس تصحیح سید حسن میرخانی
دفتر اول از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلالالدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم میگردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - نینامه - حقیقت عشق إلهی و کیفیت حرکت سالک در مسیر معبود. - توصیف حال عارف بِالله نسبت به دنیا. - لزوم تبعیت از ولیّ إلهی. - بیان راههای انحرافی مزوّران در مقابل مسیر حق. - معنای جبر و تفویض. - ادب حضرت آدم علیهالسلام در مقابل خداوند. - غیرت خداوند متعال در تحریم زشتیها. - تفسیر «مَن کانَ للّٰه کانَ اللٰهُ له». - بیان نفحههای الهی بر سالکان. - هدایتنیافتن معاندان. - توصیۀ پیامبر دربارۀ تقرّب به خدا با عقل. - اخلاص در عشق. - نکوهش قیاس.
مثنوی معنوی - دفتر اول
178این حُمَیرا لفظِ تأنیث است و جان *** نامِ تأنیثش نهند این تازیان لیک از تأنیثْ جان را باک نیست *** روح را با مرد و زنْ إشراک نیست از مؤنّث وَز مذکَّر برتر است *** این نه آن جان است کز خشک و تر است این نه آن جان است کَافْزاید به نان *** یا گَهی باشد چنین گاهی چنان خوشکنندهست و خوش و عینِ خوشی *** بیخوشی نبوَد خوشی، ای مُرتَشی مُرتَشی را هست از رَشوَت خوشی *** صد خوشی یابی چو دست اندر کِشی چون تو شیرین از شِکر باشی، بوَد *** کآن شکر گاهی ز تو غایب شود چون شِکر گردی ز تأثیرِ وفا *** پس شِکر کی گردد از شکّر جدا؟ 🔹 زهر محض است آن که باشد بیوفا *** هَب لَنا یا رَبَّنا نِعمَ الْوَفا1 عاشق از حق چون غذا یابد رَحیق *** عقلْ آنجا گُم شود گُم ای رفیق2 عقلِ جزوی عشق را مُنکِر بوَد *** گرچه بنْماید که صاحبسرّ بوَد زیرک و داناست، امّا نیست نیست *** تا فرشته لا نشد، اهریمنیست او به قول و فعلْ یارِ ما بوَد *** چون به حکمِ حال آیی، لا بوَد لا بوَد، چون او نشد از هست نیست *** زآنکه طَوعاً لا نشد، کَرهاً بسیست3 جانْ کمال است و ندای او کمال *** مصطفیٰ گویان: «کَارِحْنا یا بِلال!»4 ای بلال، اَفرازْ بانگِ سَلسَلت *** زآن دَمی کَاندر دمیدم در دلت 🔹 ای بلال، ای گُلبُنَت را جانسپار *** خیز بلبلوارْ جان میکُن نثار زآن دَمی کآدم از آن مدهوش شد *** هوشِ اهلِ آسمان بیهوش شد - نسخۀ ناسخه: یا رَبَّنا نِعمَ الوَریٰ.
هَب لَنا... : خداوندا به ما بهترین وفا را عنایت کن. - نسخۀ قونیه: عاشق از خود.
- سوره الرعد آیۀ 15؛ «و هر كه در آسمانها و در زمين است طَوعاً و كَرهاً (با میل و رغبت یا ناخواسته و با اکراه) خدا را سجده میكنند، حتى سايههاشان در صبحها و عصرها».
- احیاء العلوم، ج 2، ص 105؛ «اى بلال، [با نداى اذان خود] ما را [از توجّه به دنيا و كثرات نجات بده و] خلاص كن!»
- نسخۀ ناسخه: یا رَبَّنا نِعمَ الوَریٰ.
