اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر اول

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر اول از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - نی‌نامه - حقیقت عشق إلهی و کیفیت حرکت سالک در مسیر معبود. - توصیف حال عارف بِالله نسبت به دنیا. - لزوم تبعیت از ولیّ إلهی. - بیان راه‌های انحرافی مزوّران در مقابل مسیر حق. - معنای جبر و تفویض. - ادب حضرت آدم علیه‌السلام در مقابل خداوند. - غیرت خداوند متعال در تحریم زشتی‌ها. - تفسیر «مَن کانَ للّٰه کانَ اللٰهُ له». - بیان نفحه‌های الهی بر سالکان. - هدایت‌نیافتن معاندان. - توصیۀ پیامبر دربارۀ تقرّب به خدا با عقل. - اخلاص در عشق. - نکوهش قیاس.

مثنوی معنوی - دفتر اول

177
  • جانِ آتش یافت ز‌آن، آتش‌‌کُشی***جانِ مرده یافت از وی جنبشی
  • جانِ ناری یافت از وی اِنطِفا***مرده پوشید از بقای او قَبا
  • تازگیّ و جنبشِ طوبیٰ‌ست این***همچو جنبش‌های خَلقان نیست این1
  • گر در افتد در زمین و آسمان***زَهر‌ه‌هاشان آب گردد در زمان‌
  • خود ز بیمِ این دَمِ بی‌مُنتَها***بازخوان: ﴿فَأْبَينَ أن يحمِلنَها﴾2
  • ور نه خود ﴿أشفَقنَ مِنها﴾ چون بُدی***گر نه از بیمَش دلِ کُه خون شدی‌؟!3
  • دوشْ دیگر‌گونه این می‌داد دست***لقمۀ چندی درآمد، در ببست‌
  • بهر لقمه گشت لقمانی گرو***وقتِ لقمان است، ای لقمه برو
  • از هوای لقمۀ این خار خار***از کفِ لقمان برون آرید خار4
  • در کفِ او خار و سایَه‌ش نیز نیست***لیکِتان از حرصْ آن تمییز نیست‌5
  • خار دان آن را که خُرما دیده‌ای***ز‌آنکه بس نان‌کور و بس نادیده‌ای
  • جانِ لقمان که گلستانِ خداست***پای جانش خستۀ خاری چراست؟‌!
  • اُشتُر آمد این وجودِ خارخوار***مصطفیٰ‌زادی بر این اُشتُرْ سوار
  • اُشتُرا، تَنگِ گُلی بر پشتِ توست***کز نسیمش در تو صد گلزار رُست‌
  • میلِ تو سویِ مُغیلان است و ریگ***تا چه گُل چینی ز خارِ مرده‌ریگ‌؟
  • ای بگَشته زین طلبْ تو کو به‌کو***چند گویی: «آن گلستان کو و کو؟»
  • پیش از آن کاین خارِ پا بیرون کُنی***چشمْ تاریک است، جولان چون کُنی؟‌!
  • آدمی کاو می‌نگنجد در جهان***در سرِ خاری همی گردد نهان‌
  • مصطفیٰ آمد که سازد همدمی:***«کَلِّمینی یا حُمَیرا، کَلِّمی!‌»6
  • ای حُمَیرا آتش‌اندر نِه تو نَعل***تا ز نعلِ تو شود این کوهْ لَعل‌
    1. نسخۀ قونیه: جُنبش‌های حیوان نیست.
    2.  سوره الأحزاب آیه 72؛ «ما امانت را بر آسمان‌ها و زمين و كوه‌ها عرضه داشتيم، همگى از حمل آن امتناع ورزيده و از آن ترسيدند، وليكن انسان آن را حمل كرد، و حقّا كه انسان بسيار ستمگر و بسيار نادان است».
    3.  سوره الأحزاب آیه 72.
    4. نسخۀ قونیه: از کفِ لقمان همی جویید.
    5. به‌راستی در پای لقمانِ جانتان خار فرو رفته است و حتی این خار سایه‌ای هم ندارد (تا در یافتن آن به اشتباه بیفتید، بلکه امری واضح است)، لیکن از غلبۀ حرص و امیال دنیوی قدرت تمییز را از دست داده‌اید و خارِ لقمانِ جانتان را خرما پنداشته‌اید.
    6.  احیاء العلوم، ج 3، ص 184؛ «پیغمبر اکرم صلّی اللٰه علیه و آله و سلّم با دست بر پای عایشه می‌زد و می‌فرمود: ”ای عایشه با من سخن بگوی!“ تا پیغمبر را مشغول سازد و او را از فضای [تجلّیات] عظمت [پروردگار] که دیگر قالبش نمی‌تواست تحمّل نماید خارج سازد.» و در تعلیقۀ احیاء آمده است: «برای این حدیث اصلی نیافتم.»