اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر اول

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر اول از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - نی‌نامه - حقیقت عشق إلهی و کیفیت حرکت سالک در مسیر معبود. - توصیف حال عارف بِالله نسبت به دنیا. - لزوم تبعیت از ولیّ إلهی. - بیان راه‌های انحرافی مزوّران در مقابل مسیر حق. - معنای جبر و تفویض. - ادب حضرت آدم علیه‌السلام در مقابل خداوند. - غیرت خداوند متعال در تحریم زشتی‌ها. - تفسیر «مَن کانَ للّٰه کانَ اللٰهُ له». - بیان نفحه‌های الهی بر سالکان. - هدایت‌نیافتن معاندان. - توصیۀ پیامبر دربارۀ تقرّب به خدا با عقل. - اخلاص در عشق. - نکوهش قیاس.

مثنوی معنوی - دفتر اول

171
  • نیک بنْماید چو شیرین است مَدْح***بد نماید ز‌آنکه تلخ افتاد قَدْح‌
  • همچو مطبوخ است و حَبّ کآن را خوری***تا به دیری شورش و رنج اَندری
  • وَر خوری حلوا، بوَد ذوقش دَمی***این اثر چون آن نمی‌پاید همی‌
  • چون نمی‌پاید، همی مانَد نهان***هر ضِدی را تو به ضدِّ آن بدان1
  • چون شکر مانَد نهان تأثیرِ او***بعدِ چندی دُمَّل آرَد نیش‌جو
  • 🔹 وَر حَب و مطبوخ خوردی ای ظریف***اندرون شد پاک زَ اخلاطِ کثیف
  • نَفْس از بس مدح‌ها فرعون شد***کُنْ ذَلیلَ النَّفسِ هَوناً لا تَسُد2
  • تا توانی بنده شو، سلطان مباش***زخم‌کش چون گوی شو، چوگان مباش‌
  • ور ن‍ه چون لطفت نمانَد و آن جمال***از تو آید آن حریفان را ملال‌
  • آن جماعت  کِت همی دادند ریوْ***چون ببینندت، بگویندت که: «دیو!»
  • جمله گویندت چو بینندت به در:***«مرده‌ای از گورِ خود بر‌کرد سَر»
  • همچو اَمرَد که «خدا» نامش کنند***تا بدین سالوس در دامش کنند3
  • چون به بدنامی بر‌آمد ریشِ او***دیو را ننگ آید از تَفتیشِ او
  • دیو سوی آدمی شد بهر شرّ***سوی تو ناید، که از دیوی بَتر
  • تا تو بودی آدمی، دیو از پی‌اَت***می‌دو‌ید و می‌چشانید از مِی‌اَت‌
  • چون شدی در خوی دیوِی استوار***می‌گریزد از تو دیو، ای نابکار
  • آن که اندر دامنت آویخت او***چون چنین گشتی، ز تو بُگریخت او
  • تفسیرِ: «ما شاءَ ال‍لٰهُ کانَ، و ما لَمْ یَشَأ‌ لَمْ‌ یَکُن»4

  • این همه گفتیم، لیک اندر بسیج***بی‌عنایاتِ خدا هیچیم هیچ‌
  • بی‌عنایاتِ حق و خاصانِ حق***گر مَلَک باشد، سیاه اَستش ورق‌
  • 🔹 ای خدا، ای قادرِ بی‌چند و چون***واقِفی بر حالِ بیرون و درون5
    1. نسخۀ قونیه: همی باید نهان.
    2. کُن ذَلیلَ... : نفس خویش را کوچک و فروتن قرار ده و سروری مکن!
    3. أمرَد: پسری که ریشش نروییده (زیبارو). «خدا» نامش کنند: (از او تعریف و تمجید نمایند.)
    4.  احیاء العلوم، ج 1، ص 570؛ از جملۀ دعایی که از رسول خدا صلّی اللٰه علیه و آله و سلّم روایت شده‌است: «... آنچه خداوند بخواهد، خواهد بود؛ و آنچه نخواهد، نخواهد بود... .»
    5.  نسخۀ ناسخه:
      ای خدا ای قادر بی‌چون و چند***  از تو پیدا شد چنین قصر بلند.