اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر اول

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر اول از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - نی‌نامه - حقیقت عشق إلهی و کیفیت حرکت سالک در مسیر معبود. - توصیف حال عارف بِالله نسبت به دنیا. - لزوم تبعیت از ولیّ إلهی. - بیان راه‌های انحرافی مزوّران در مقابل مسیر حق. - معنای جبر و تفویض. - ادب حضرت آدم علیه‌السلام در مقابل خداوند. - غیرت خداوند متعال در تحریم زشتی‌ها. - تفسیر «مَن کانَ للّٰه کانَ اللٰهُ له». - بیان نفحه‌های الهی بر سالکان. - هدایت‌نیافتن معاندان. - توصیۀ پیامبر دربارۀ تقرّب به خدا با عقل. - اخلاص در عشق. - نکوهش قیاس.

مثنوی معنوی - دفتر اول

169
  • هر که می‌کوشد، اگر مرد و زن است***گوش و چشمِ شاهِ جانْ بر ر‌وزن است‌
  • این سخن پایان ندارد ای عمو***قصّۀ طوطی و خواجه بازگو
  • برون انداختن مردِ تاجرْ طوطی را از قفس، و پریدنِ طوطیِ مرده‌

  • بعد از آنَش از قفس بیرون فِکند***طوطیَک پرّید تا شاخِ بلند
  • طوطیِ مرده چنان پرواز کرد***کآفتاب از چرخْ تُرکی‌تاز کرد
  • خواجه حیران گشت اندر کارِ مرغ***بی‌خبر ناگه بدید اسرارِ مرغ‌
  • رویْ بالا کرد و گفت: «ای عندلیب***از بیانِ حالِ خودْمان دِه نصیب‌
  • او چه کرد آنجا که تو آموختی؟***چشمِ ما از مکر خود بر‌دوختی1
  • 🔹 ساختی مکریّ و ما را سوختی‌***سوختی ما را و خود افروختی»
  • گفت طوطی: «کاو به فعلم پند داد***که رها کن نُطق و آواز و گشاد2
  • ز‌آنکه آوازت تو را در بند کرد***خویشِ او مُرده پیِ این پند کرد
  • یعنی ای مُطرِب‌شده با عام و خاص***مُرده شو چون من؛ که تا یابی خلاص »
  • ‌----------

  • دانه باشی، مرغَکانت برچِنند***غنچه باشی، کودکانت بر‌کَنند
  • دانه پنهان کن، به‌کلّی دام شو***غنچه پنهان کن، گیاهِ بام شو
  • هر که داد او حُسنِ خود را بَر مَزاد***صد قضای بَد سوی او رو نهاد
  • چشم‌ها و خشم‌ها و رَشک‌ها***بر سرش ریزد چو آب از مَشک‌ها
  • دشمنانْ او را ز غیرت می‌درند***دوستان هم روزگارش می‌برند
  • آن که غافل بود از کِشتِ بهار***او چه داند قیمتِ این روزگار؟!
  • در پناهِ لطفِ حق باید گریخت***کاو هزاران لطفْ بر ارواح ریخت‌
  • تا پناهی یابی آنگه، چه پناه!***آب و آتش مر تو را گردد سپاه‌
  • نوح و موسیٰ را نه دریا یار شد؟!***نی بر اعداشان به کینْ قَهّار شد؟!
  • آتشْ ابراهیم را نی قلعه بود***تا بر‌آورد از دلِ نمرودْ دود؟!
    1. نسخۀ قونیه:
      او چه کرد آنجا که تو آموختی***  ساختیّ مکریّ و ما را سوختی.
    2. نسخۀ قونیه: آواز و وَداد.به فعلم پند داد: مرا با عمل خود پند داد.