اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر اول

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر اول از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - نی‌نامه - حقیقت عشق إلهی و کیفیت حرکت سالک در مسیر معبود. - توصیف حال عارف بِالله نسبت به دنیا. - لزوم تبعیت از ولیّ إلهی. - بیان راه‌های انحرافی مزوّران در مقابل مسیر حق. - معنای جبر و تفویض. - ادب حضرت آدم علیه‌السلام در مقابل خداوند. - غیرت خداوند متعال در تحریم زشتی‌ها. - تفسیر «مَن کانَ للّٰه کانَ اللٰهُ له». - بیان نفحه‌های الهی بر سالکان. - هدایت‌نیافتن معاندان. - توصیۀ پیامبر دربارۀ تقرّب به خدا با عقل. - اخلاص در عشق. - نکوهش قیاس.

مثنوی معنوی - دفتر اول

167
  • راستی کن، ای تو فخرِ راستان***ای تو صدر و من دَرت را آستان
  • آستانه وْ صَدر در معنا کجاست؟***ما و من کو؟ آن‌طرف کآن یارِ ماست‌
  • ای رهیده جانِ تو از ما و من***ای لطیفه‌یْ روحْ اندر مرد و زن
  • مرد و زن چون یک شوند، آن یک تویی***چون‌که یک‌ها محو شد، آنَک تویی‌
  • این من و ما، بهر آن برساختی***تا تو با خود نردِ خدمت باختی‌
  • 🔹 تا تو با ما و تو، یک جوهر شوی***عاقبتْ محضِ چنان دلبر شوی
  • تا من و تو ها همه یک جان شوند***عاقبتْ مُستَغرَقِ جانان شوند
  • این همه هست و بیا ای امرِ کُن***ای منزّه از بیان و از سُخُن‌1
  • چشم جِسمانه توانَد دیدنت؟!***در خیال آرَد غم و خندیدنت‌؟!2
  • دل که او بستۀ‌یْ غم و خندیدن است***تو مگو: «کاو لایقِ آن دیدن است‌»
  • آن که او بسته‌یْ غم و خنده بوَد***او بدین دو عاریت زنده بوَد
  • باغِ سبزِ عشق کاو بی‌مُنتَهاست***جز غم و شادی در او بس میوه‌هاست‌
  • عاشقی زین هر دو حالت برتر است***بی‌بهار و بی‌خزانْ سبز و تر است‌
  • دِه زکاتِ روی خوب ای خوب‌رو***شرحِ جانِ شَرحه شَرحه باز‌گو
  • کز کِرِشمه‌یْ غَمزۀ غَمّازه‌ای***بر دلم بنْهاده داغِ تازه‌ای
  • من حلالش کردم ار خونم بریخت***من همی گفتم: «حلال»، او می‌گریخت‌
  • چون گریزانی ز ناله‌یْ خاکیان؟***غم چه ریزی بر دلِ غَمناکیان‌؟
  • ای که هر صبحی که از مَشرق بتافت***همچو چشمه‌یْ مُشرِقَت در جوش یافت3
  • چه بهانه می‌دهی شیدات را؟***ای بها نَه شکّرِ لب‌هات را
  • ای جهانِ کهنه را تو جانِ نو***از تنِ بی‌جان و دل، افغان شنو
  • شرحِ گُل بگْذار از بهر خدا***شرحِ بلبل گو که شد از گُل جدا
  • از غم و شادی نباشد جوشِ ما***با خیال و وهم نَبوَد هوشِ ما
  • حالتِ دیگر بوَد کآن نادر است***تو مشو مُنکِر که حق بس قادر است
  • تو قیاس از حالتِ انسان مکن***منزل اندر جور و در احسان مکن‌
    1. نسخۀ قونیه: ای منزّه از بیا و از سُخُن.
    2. نسخۀ قونیه: جسمْ جسمانه.
      آیا چشم می‌تواند با دید جسمانی به تو نظر اندازد؟...
    3. همچو چشمۀ مُشرِقَت: تو را همچون خورشید عالَم‌تاب.