
مثنوی معنوی - دفتر اول
براساس تصحیح سید حسن میرخانی
دفتر اول از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلالالدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم میگردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - نینامه - حقیقت عشق إلهی و کیفیت حرکت سالک در مسیر معبود. - توصیف حال عارف بِالله نسبت به دنیا. - لزوم تبعیت از ولیّ إلهی. - بیان راههای انحرافی مزوّران در مقابل مسیر حق. - معنای جبر و تفویض. - ادب حضرت آدم علیهالسلام در مقابل خداوند. - غیرت خداوند متعال در تحریم زشتیها. - تفسیر «مَن کانَ للّٰه کانَ اللٰهُ له». - بیان نفحههای الهی بر سالکان. - هدایتنیافتن معاندان. - توصیۀ پیامبر دربارۀ تقرّب به خدا با عقل. - اخلاص در عشق. - نکوهش قیاس.
مثنوی معنوی - دفتر اول
166هر که شد مَر شاه را او جامهدار *** هست خُسرانْ بهر شاهَش اِتِّجار1 هر که با سلطان شود او همنشین *** بر درش شِستن، بوَد حیف و غَبین2 دستبوسش چون رسید از پادشاه *** گر گزیند بوسِ پا، باشد گناه3 🔹 چون بیابی دست، گِردِ پا مگرد *** هست سربازی نشان مرد مرد4 گرچه سر بر پا نهادن خدمت است *** پیشِ آن خدمت، خطا و زَلَّت است5 شاه را غیرت بوَد بر هر که او *** بو گزیند، بعد از آنکه دید رو6 غیرتِ حق، بر مَثَلْ گندم بوَد *** کاهِ خِرمَن، غیرتِ مردم بوَد اصلِ غیرتها بدانید از إلٰه *** آنِ خَلقان، فَرعِ حقْ بیاشتباه7 ----------
شرحِ این بگذارم و گیرم گِلِه *** از جَفای آن نگارِ دَه دِله8 نالم ایرا نالهها خوش آیدش *** از دو عالَم ناله و غم بایدش9 چون ننالم تلخ از دستانِ او؟! *** که نیام در حلقۀ مَستانِ او10 چون نباشم همچو شب، بی روزِ او *** بیوصالِ رویِ روز افروزِ او؟!11 ناخوشِ او خوش بوَد در جانِ من *** جان فدای یارِ دلرنجانِ من عاشقم بر رنجِ خویش و دردِ خویش *** بهر خشنودیِّ شاهِ فردِ خویش خاکِ غم را سُرمه سازم بهر چشم *** تا ز گوهر پُر شود دو بَحرِ چشم اشکْ کآن از بهر او بارند خَلق *** گوهر است و اشک پندارند خلق من ز جانِ جان، شکایت میکنم *** من نیام شاکی، روایت میکنم دل همی گوید از او رنجیدهام *** وز نفاقِ سُست میخندیدهام - جامهدار: (همنشین و مقرّب). هست... : به تجارت رفتنش برای شاه (و غیبت از محضر او) خسران خواهد بود.
- شِستن: نشستن. غَبین: فریبخوردگی و زیان.
- هر کس که از طرف شاه رخصت بوسیدن دست بیابد... .
- الحاقی از نسخۀ ناسخه.
- آن خدمت: (بوسیدن دست). زَلّت: لغزش.
- آن کسی که پس از دیدن روی محبوب، بو (و آثار و ظهوراتِ) او را ترجیح دهد،گرفتار غیرت الٰهی میشود.
- آنِ خلقان... : غیرت مردم بی هیچ شکّی، فرعِ غیرت خداست و از آن نشأت گرفته.
- من شرح غیرت محبوب را رها میکنم و گلهمندی از معشوقی سر میدهم که به همگان توجه دارد (و از چون منی مُستَغنی است).
- ایرا: از این جهت. از دو... : دوست دارد همه را در ناله و زاری ببیند.
- چگونه از مکر او (که مرا با نعمتهای ظاهری و تجلّیات از وصالش دور ساخته) نالۀ جانسوز سر ندهم، حالآنکه در حلقۀ بادهنوشان وصالش نیستم؟
- چرا بدون طلوع خورشید جمال و جلوۀ پرنورش که روشنی بخش روز است، همچون شب تیرهوتار و بیفروغ نباشم؟!
