
مثنوی معنوی - دفتر اول
براساس تصحیح سید حسن میرخانی
دفتر اول از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلالالدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم میگردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - نینامه - حقیقت عشق إلهی و کیفیت حرکت سالک در مسیر معبود. - توصیف حال عارف بِالله نسبت به دنیا. - لزوم تبعیت از ولیّ إلهی. - بیان راههای انحرافی مزوّران در مقابل مسیر حق. - معنای جبر و تفویض. - ادب حضرت آدم علیهالسلام در مقابل خداوند. - غیرت خداوند متعال در تحریم زشتیها. - تفسیر «مَن کانَ للّٰه کانَ اللٰهُ له». - بیان نفحههای الهی بر سالکان. - هدایتنیافتن معاندان. - توصیۀ پیامبر دربارۀ تقرّب به خدا با عقل. - اخلاص در عشق. - نکوهش قیاس.
مثنوی معنوی - دفتر اول
163آن دمی را که نگفتم با خلیل *** وآن دمی را که نداند جبرئیل» آن دمی کز وی مسیحا دَم نزد *** حق ز غیرت نیز بی«ما» هم نزد1 «ما» چه باشد در لغت؟ اِثباتِ نفی *** من نه اِثباتم، منم بیذاتِ نفی2 من کَسی در ناکَسی دریافتم *** بس کَسی در ناکَسی دریافتم3 جمله شاهانْ پستْ پستِ خویش را *** جمله خَلقانْ مستْ مستِ خویش را4 جمله شاهانْ بردۀ بردهیْ خودند *** جمله خَلقانْ مردۀ مردهیْ خودند5 میشود صیّادْ مرغان را شکار *** تا کُند ناگاهْ ایشان را شکار6 دلبران بر بیدلانْ فتنه به جان *** جمله معشوقانْ شکارِ عاشقان7 هر که عاشق دیدیاش، معشوق دان *** کاو به نسبت هست هم این و هم آن تشنگان گر آب جویند از جهان *** آب جویَد هم به عالَمْ تشنگان8 چونکه عاشق اوست، تو خاموش باش *** او چو گوشَت میدهد، تو گوش باش9 بند کُن چون سیلْ سَیلانی کند *** ور نه رسواییّ و ویرانی کند10 - شرح سبزواری و مخزن الأسرار: با ما هم نزد.
ما: ادات نفی (در زبان عربی). بی«ما»: بدون فنا و از دست دادن خودیّت در برابر حضرت حقّ تعالی. - نسخۀ قونیه: اثبات و نفی.
«ما» حقیقةً در لغت برای نفی است که به آن اعتباراً و مجازاً موضوعیت داده و ثبوت را برای آن لحاظ کردهاند. امّا من اقرار میکنم که از خود هیچ هستیای ندارم. - نسخۀ قونیه: پس کسی در ناکسی دربافتم. نسخۀ ناسخه: درباختم.
کَسی: کَس بودن، شخصیت و جایگاه داشتن. بس کسی: چه بسیار اولیایی. - همۀ پادشاهان نسبت به خاضعانِ درگاه خود خاضعند و تمامی مردمان، مست و شیفتۀ عاشقان خویش هستند.
- نسخۀ قونیه: جمله شاهان، بندۀ بندهیْ خودند.
مردۀ مردهیْ خودند: شیفته و فدائی فدائیان خودند. - ابتدا صیّاد است که در دام مرغان افتاده و شیفتۀ آنان شده...
- دلبران و معشوقانْ خود در عشق عاشقان سوخته و آشوبی در دل دارند و در واقع خود صید عاشقان گشتهاند.
- آب جوید... : آب هم در عالم بهدنبال تشنگان میگردد.
- نسخۀ قونیه: چو گوشَت میکشد. (چون تو را بهسوی خویش میکشد).
چون خدا خودْ عاشق توست، تو غم مخور و خاموش باش (که او تو را بهسوی خود خواهد کشید!) و چون او به تو گوشِ شنیدن اسرارِ وصال میدهد، تو تماماً گوش باش (و از خویشتن و دید و پندار خود فانی شو). - هرگاه تجلّیات توحیدیّه و ذاتیّه همچون سیل بر تو یورش برد، بر راه آن سدّی ساز؛ وگرنه هستی تو را بر باد خواهد داد.
- شرح سبزواری و مخزن الأسرار: با ما هم نزد.
