اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر اول

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر اول از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - نی‌نامه - حقیقت عشق إلهی و کیفیت حرکت سالک در مسیر معبود. - توصیف حال عارف بِالله نسبت به دنیا. - لزوم تبعیت از ولیّ إلهی. - بیان راه‌های انحرافی مزوّران در مقابل مسیر حق. - معنای جبر و تفویض. - ادب حضرت آدم علیه‌السلام در مقابل خداوند. - غیرت خداوند متعال در تحریم زشتی‌ها. - تفسیر «مَن کانَ للّٰه کانَ اللٰهُ له». - بیان نفحه‌های الهی بر سالکان. - هدایت‌نیافتن معاندان. - توصیۀ پیامبر دربارۀ تقرّب به خدا با عقل. - اخلاص در عشق. - نکوهش قیاس.

مثنوی معنوی - دفتر اول

162
  • اندرونِ توست آن طوطی نهان***عکسِ او را دیده تو بر این و آن1
  • می‌بَرد شادیت را، تو شاد از او***می‌پذیری ظلم را چون داد از‌و2
  • ای که جان از بهرِ تن می‌سوختی***سوختی جان را و تن افروختی3
  • سوختم من، سوخته خواهد کسی؟***تا ز من آتش زند اندر خَسی؟4
  • سوخته چون قابلِ آتش بوَد***سوخته بِستان که آتش‌کِش بوَد5
  • ای دریغا ای دریغا ای دریغ!***کآنچنان ماهی نهان شد زیرِ میغ6
  • چون زنم دَم؟ کآتشِ دلْ تیز شد***شیرِ هجرْ آشفته و خون‌ریز شد7
  • آن که او هشیارْ خود تُند است و مست***چون بوَد چون او قدح گیرد به دست‌؟8
  • شیرِ مستی کز صفت بیرون بوَد***از بَسیطِ مَرغزار افزون بوَد9
  • قافیه اندیشم و دلدارِ من***گویدم: «مَندیش جز دیدارِ من‌
  • خوش نشین ای قافیه‌اندیشِ من***قافیه‌یْ دولت تویی در پیشِ من10
  • حرف چه بْوَد تا تو اندیشی از آن؟!***صوت چه بْوَد؟ خارِ دیوارِ رَزان11
  • حرف و صوت و گفت را بر هم زنم***تا که بی این هر سه با تو دَم زنم‌
  • آن دَم‍ی کز آدمَش کردم نهان***با تو گویم، ای تو اسرارِ جهان12
    1. عکس او: آثار و ظهورات روح. این و آن: اعضا و جوارح خود.
    2. این بدن و ظهورات روح در این بدن (تو را به خود مشغول ساخته و) شادی و بهجت تو را (از شناخت و مشاهدۀ جان) گرفته است؛ با این‌حال تو از این حِرمان، خرسندی و این ستم را همچون عدل از او می‌پذیری.
    3. ای آن که جان را به‌خاطر توجّه به تن (از ادراک ذات) محروم ساختی، و (در آتش حرمان) سوزاندی و تن را در خوشی کامیاب ساخته و پروراندی.
    4. من (از آتش شوق و عشق) مشتعل شدم؛ آیا کسی هست که بخواهد از این آتش عشق، خَسِ (هستی) خود را بسوزاند؟
    5. آن سوخته که آتش را در خود پذیرفته (و مانند ذغالی افروخته است)، برگیر تا در تو آتش ایجاد کند.
    6. میغ: ابر.
    7. تیز شد: زبانه کشید. شیرِ هجر: فراق که همچون شیری بی‌رحم گشته است.
    8. آن که در هشیاریْ خود پر‌حرارت و سرمست است، اگر قدحی شراب به دست گیرد و در‌کِشد حالش چگونه خواهد شد؟!
    9. آن شیر مست (عشق) که فراتر از حدّ و توصیف است، از سیر در سبزه‌زار عالم بساطت (توحید) مستی‌اش افزون می‌گردد.
    10. ای آن که در بیان عشق در اندیشۀ قافیه (و قالبْ) هستی، آسوده بنشین؛ زیرا قافیه (و نغمۀ زیبای) سعادت نزد من خود تو هستی.
    11. خار دیوار رَزان: مانند حصار باغ انگور، مانع وصال است.
    12. دَم: سخن (سِرّ). کز آدمش: که از حضرت آدم علیه السلام آن را.