
مثنوی معنوی - دفتر اول
براساس تصحیح سید حسن میرخانی
دفتر اول از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلالالدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم میگردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - نینامه - حقیقت عشق إلهی و کیفیت حرکت سالک در مسیر معبود. - توصیف حال عارف بِالله نسبت به دنیا. - لزوم تبعیت از ولیّ إلهی. - بیان راههای انحرافی مزوّران در مقابل مسیر حق. - معنای جبر و تفویض. - ادب حضرت آدم علیهالسلام در مقابل خداوند. - غیرت خداوند متعال در تحریم زشتیها. - تفسیر «مَن کانَ للّٰه کانَ اللٰهُ له». - بیان نفحههای الهی بر سالکان. - هدایتنیافتن معاندان. - توصیۀ پیامبر دربارۀ تقرّب به خدا با عقل. - اخلاص در عشق. - نکوهش قیاس.
مثنوی معنوی - دفتر اول
161یا جوابِ من بگو یا دادْ دِه *** یا مرا اسبابِ شادی یاد دِه» ----------
ای دریغا نورِ ظلمتسوزِ من *** ای دریغا صبحِ روزافروزِ من ای دریغا مرغِ خوشپروازِ من *** زِ انتها پرّیده تا آغازِ من1 عاشقِ رنج است نادان تا اَبد *** خیز و ﴿لا اُقْسِم﴾ بخوان تا ﴿في كبَد﴾2 از کَبَد فارغ شدم با رویِ تو *** وَز زَبَد صافی بُدم در جویِ تو3 این دریغیها خیالِ دیدن است *** وز وجودِ نقدِ خود بُبْریدن است4 غیرتِ حق بود و با حق چاره نیست *** کو دلی کز حکمِ حقْ صد پاره نیست؟!5 غیرتْ آن باشد که آن غیرِ همَهست *** آن که افزون از بیان و دمدمَهست6 ای دریغا اشکِ من دریا بُدی *** تا نثارِ دلبرِ زیبا شدی7 طوطیِ من، مرغِ زیرَکسارِ من *** ترجمانِ فکرت و اسرارِ من8 هرچه روزی داد و ناداد آمدم *** او ز اوّل گفت تا یاد آمدم9 طوطیای کآید ز وحیْ آوازِ او *** پیش از آغازِ وجودْ آغازِ او10 - دریغ بر مرغ بلندپرواز من، همان پرندۀ قُدسی روح که از پایینترین مراتب ناسوت و عالم خاکی تا بلندای لاهوت به پرواز در آمده است!
- سوره البلد آیه 1 إلی 4؛ ﴿[بهجهت عظمت بسیار مکّه] سوگند نمیخورم به این شهر... همانا ما انسان را در سختی آفریدیم﴾
جاهل به حضرت حقّ، همواره در رنج (و سختی فراق) است... . - با شناخت تو (ای روح) از سختی بیرون آمدم، و با حرکت در جوی آبِ تو از خَس و خاشاک (و آلودگیهای دنیا و کثرات آن) پاک گشتم.
- این افسوس خوردنها بهخیال دیدار [خدا] و برای آن است که از هستی خودْ منقطع (و در وجود او نیست و فانی) گردم.
- نسخۀ قونیه: کز عشق حق.
زیرا غیرت حق در اینجا حاکم است، و با وجود حق چارهای جز نیستی و فنا نیست! ... . - نسخۀ قونیه: که او غیر همَهست.
سرّ غیرت آن است که حضرت حقّ عزّو جلّ با تمام ممکنات، غیریّت دارد (که هستی از آن اوست و دوئیّت را برنمیتابد) و او ماورای شرح و بیان است. - افسوس! ای کاش بهاندازۀ دریا اشک داشتم تا همه را نثار دلبر زیبا میکردم.
- طوطی من: (روح من). زیرَکسار: باهوش.
- هرچه از غنا و فقر برای من پیش میآمد، آن طوطی از پیش به من خبر داده بود و آن خبر هنگام وقوع به یاد من میآمد.
- پیش از... : آغاز آفرینش طوطی جان (روح)، پیش از نشأۀ وجود (بدن) بوده است.
