
مثنوی معنوی - دفتر اول
براساس تصحیح سید حسن میرخانی
دفتر اول از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلالالدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم میگردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - نینامه - حقیقت عشق إلهی و کیفیت حرکت سالک در مسیر معبود. - توصیف حال عارف بِالله نسبت به دنیا. - لزوم تبعیت از ولیّ إلهی. - بیان راههای انحرافی مزوّران در مقابل مسیر حق. - معنای جبر و تفویض. - ادب حضرت آدم علیهالسلام در مقابل خداوند. - غیرت خداوند متعال در تحریم زشتیها. - تفسیر «مَن کانَ للّٰه کانَ اللٰهُ له». - بیان نفحههای الهی بر سالکان. - هدایتنیافتن معاندان. - توصیۀ پیامبر دربارۀ تقرّب به خدا با عقل. - اخلاص در عشق. - نکوهش قیاس.
مثنوی معنوی - دفتر اول
158زِیْد پرّانید تیری سوی عَمرْو *** عَمرْو را بگرفت تیرش همچو نَمر1 مدّتِ سالی همی زایید درد *** دردها را آفریند حق، نه مَرد2 عَمرْو دائم مانْد در درد و وَجَل *** دردها میزاید آنجا تا أجل3 زآن مَوالیدِ وَجَع چون مُرد او *** زِیْد را زَ اوّل سببْ قَتّال گو4 آن وَجَعها را بدو مَنسوب دار *** گرچه هست آن جمله صُنعِ کردگار همچنین کسب و دَم و دام و جِماع *** آن موالید است حق را مُستَطاع5 بسته درهای مَوالید از سبب *** چون پشیمان شد ولیّ از دست رَبّ6 اولیا را هست قدرت از إلٰه *** تیرِ جَسته باز آرندش ز راه7 گفته ناگفته کنند از فتحِ باب *** تا از آن نی سیخ سوزد نی کباب8 از همه دلها چو آن نکته شنید *** آن سخن را کرد محو و ناپدید9 گَرْت بُرهان باید و حجّت، مِها *** از نُبی خوان: ﴿آيةٍ أوْ نُنسِها﴾10 آیَتِ «أنسَوْکُمُوا ذِکْرِی» بخوان *** قوّتِ نِسیانْ نهادَنْشان بدان11 چون به تَذکیر و به نِسیان قادرند *** بر همه دلهای خلقان قاهرند12 چون به نِسیانْ بست او راهِ نظر *** کار نتْوان کرد، ور باشد هنر - زید، عَمرْو: فلانی (نام شخص بهعنوان مثال). نَمر: پلنگ.
- زایید درد: موجب درد شد. مرد: انسان (زید).
- نسخۀ قونیه:وَجَل: ترس. أجَل: زمان مرگ.
زید رامی آندم اَر مُرد از وَجَل *** دردها... . (رامی: تیرانداز). - و چون عَمرْو از آثار آن وَجَع و درد مُرد، تو زید را از این جهت که سبب اوّل است (و او تیر را پرتاب کرده است) قاتل بنام.
- دَم: سخنگفتن. دام: دام گستردن. حق را... : همه مقهور مشیّت و قدرت قاهرۀ پروردگار است.
- چون ولیّ الٰهی تحقّق مَوالید و آثار افعالی را ناپسند بدارد، درهای اسباب و علل را با دست قدرت الٰهی خود میبندد.
- اولیای خدا میتوانند با دست الٰهی خود تیری را که از کمان بهسوی هدف رها شده برگردانند (1. مانع تحقق مقدّرات حتمی میشوند. 2. آثار وضعی کار انجام شده را برمیدارند).
- بهخاطر گشایشی که بر قلب آن اولیا شده است، میتوانند آثار و تَبَعات سخن را از بین ببرند، البته به گونهای که گوینده و شنونده هیچکدام متضرّر نشوند.
- ولیّ الٰهی بر قلوب اشراف دارد و چون وسوسه و زمزمهای را در اندرون دلها بشنود، میتواند آن و آثارش را محو و نابود سازد.
- سوره البقره آیه 106؛ ﴿هر آیهای را که نَسخ مینماییم یا از اذهان پاک کرده و آنان را به فراموشی میاندازیم...﴾.ای بزرگ، اگر دلیلی [بر تصرّف اولیا در قلوب مردم و امور] میخواهی، از قرآن این آیه را بخوان... .
- سوره المؤمنون آیه 110؛ ﴿و شما مؤمنان را به سُخره گرفتيد تا جایی كه آنان موجب فراموشى شما از ياد من شدند، و شما بوديد كه به آنها مىخنديديد﴾.قوّت نسیان نهادَنْشان: قدرت ایشان را در به فراموشی انداختن.
- تذکیر: به یاد انداختن. نسیان: به فراموشی انداختن. قاهر: چیره و توانا.
