
مثنوی معنوی - دفتر اول
براساس تصحیح سید حسن میرخانی
دفتر اول از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلالالدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم میگردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - نینامه - حقیقت عشق إلهی و کیفیت حرکت سالک در مسیر معبود. - توصیف حال عارف بِالله نسبت به دنیا. - لزوم تبعیت از ولیّ إلهی. - بیان راههای انحرافی مزوّران در مقابل مسیر حق. - معنای جبر و تفویض. - ادب حضرت آدم علیهالسلام در مقابل خداوند. - غیرت خداوند متعال در تحریم زشتیها. - تفسیر «مَن کانَ للّٰه کانَ اللٰهُ له». - بیان نفحههای الهی بر سالکان. - هدایتنیافتن معاندان. - توصیۀ پیامبر دربارۀ تقرّب به خدا با عقل. - اخلاص در عشق. - نکوهش قیاس.
مثنوی معنوی - دفتر اول
156زین سخن گر نیستی بیگانهای *** دَلق و اشکی گیر و جو ویرانهای1 زآنکه آدم زآن عِتابْ از اشک رَست *** اشکِ تر باشد دَمِ توبهپرست2 بهرِ گریه آدم آمد بر زمین *** تا بوَد نالان و گریان و حَزین آدم از فردوس و از بالای هفت *** پایماچان از برای عذر رفت3 گر ز پشتِ آدمی وَز صُلبِ او *** در طَلَب میباش هم در طُلبِ او4 🔹 تو چه دانی ذوقِ آب ای شیشهدل *** زآنکه همچون خر شدی تو پا به گِل5 ز آتشِ دل و آبِ دیده نُقل ساز *** بوستان از ابر و خورشید است تاز6 تو چه دانی ذوقِ آبِ دیدگان *** عاشقِ نانی تو چون نادیدگان گر تو این اَنبان ز نان خالی کنی *** پُر ز گوهرهای إجلالی کنی7 طفلِ جان از شیرِ شیطان باز کن *** بعد از آنَش با ملَک اَنباز کن8 تا تو تاریک و مَلول و تیرهای *** دان که با دیوِ لَعین همشیرهای لقمهای کآن نور افزود و کمال *** آن بوَد آورده از کسبِ حلال روغنی کآید چراغِ ما کُشد *** آب خوانش چون چراغی را کُشد علم و حکمت زایَد از لقمهیْ حلال *** عشق و رِقّت زاید از لقمهیْ حلال9 چون ز لقمه تو حسد بینیّ و دام *** جهل و غفلت زاید، آن را دان حرام هیچ گندم کاری و جو بَر دهد؟! *** دیدهای اسبی که کرّهیْ خر دهد؟! لقمه تخم است و بَرَش اندیشهها *** لقمه بَحر و گوهرش اندیشهها10 زاید از لقمهیْ حلال اندر دهان *** میلِ خدمت، عزمِ رفتن آن جهان11 - اگر از این مطلب بیگانه نیستی و با آن آشنایی داری، پس خرقۀ زهد بپوش و در گوشۀ ویرانهای منزل گزین و اشکی بریز.
- زیرا آدم علیه السلام بهوسیلۀ اشک، از عتاب و سرزنش نجات یافت. آن کسی که مرامش توبه و إنابه است، همواره گریان است.
- هفت: هفت آسمان. پایماچان: آستان ذلّت (دنیا).
- در طُلبِ او: از زمره و جماعت او باش (همانند او باش).
- الحاقی از نسخۀ ناسخه.
ای آن که دلت همچون شیشهای پذیرای نور است، از آنجا که در تعلّقات گرفتاری و بر دلت پرده افکندهای، تو لذّت ریختن آب دیده (و انابه به درگاه خدا) را نمیدانی. - نُقل ساز: زندگیات را شیرین کن. تاز: تازه و خرّم.
- انبان: کیسه (شکم). إجلالیّ: جلال و عظمت خداوندیّ (انوار الٰهی و تجلّیات معنوی).
- انباز: همنشین، قرین.
- رقّت: نرمی و لطافت دل.
- بَرَش: ثمرش. بَحر: دریا.
- خدمت: طاعت و بندگی.
