اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر اول

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر اول از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - نی‌نامه - حقیقت عشق إلهی و کیفیت حرکت سالک در مسیر معبود. - توصیف حال عارف بِالله نسبت به دنیا. - لزوم تبعیت از ولیّ إلهی. - بیان راه‌های انحرافی مزوّران در مقابل مسیر حق. - معنای جبر و تفویض. - ادب حضرت آدم علیه‌السلام در مقابل خداوند. - غیرت خداوند متعال در تحریم زشتی‌ها. - تفسیر «مَن کانَ للّٰه کانَ اللٰهُ له». - بیان نفحه‌های الهی بر سالکان. - هدایت‌نیافتن معاندان. - توصیۀ پیامبر دربارۀ تقرّب به خدا با عقل. - اخلاص در عشق. - نکوهش قیاس.

مثنوی معنوی - دفتر اول

153
  • جان‌ها در اصلْ خود عیسیٰ‌دَمند***یک زمان زخمند و دیگر مَرهمند
  • گر حجاب از جان‌ها برخاستی***گفتِ هر جانی مسیح‌آساستی1
  • گر سخن خواهی که گویی چون شکَر***صبر کن از حرص و، این حلوا بخَور2
  • صبر باشد مُشتَهای زیرکان***هست حلوا آرزوی کودکان3
  • هر که صبر آورْد، گردون بَر رو‌َد***هر که حلوا خورْد، وا پس‌تر شود4
  • تفسیرِ قول شیخ فَریدالدّین عطّار قُدِّسَ سِرُّه:

  • «تو صاحب‌نفْسی ای غافل؛ میانِ خاکْ خون می‌خور *** که صاحب‌دل اگر زهری خورَد، آن انگبین باشد» 5
  • صاحبِ دل را ندارد آن زیان***گر خورَد او زهرِ قاتل را عَیان
  • ز‌آنکه صحّت یافت، از پرهیزْ رَست***طالبِ مسکینْ میان تبْ دَر است6
  • گفت پیغمبر که: «ای طالب جِری***هان مکن با هیچ مطلوبی مِری!»7
  • در تو نمرودی‌ست، آتش دَر مرو***رفت خواهی، اوّل ابراهیم شو8
  • چون نِه‌ای سَبّاح و نی دریایی‌ای***در مَیَفکن خویش از خود رایی‌ای9
  • 🔹 او ز قعرِ بحرْ گوهر آورَد***از زیان‌ها سود بر سر آورَد
    1. مسیح‌آساستی: مانند حضرت مسیح علیه السلام (حیات‌بخش) بود.
    2. نسخۀ قونیه: مخور.
      این حلوا بخور: حلوا و شیرینی صبر را بخور.
    3. مُشتَهیٰ: خواسته و مورد میل. زیرک: رِندِ طریقِ سلوک. حلوا: (شیرینی لذّات زودگذر).
    4. گردون بَر رود: بر فراز آسمان صعود کند. وا پس‌تر: پایین‌تر.
    5.  دیوان عطّار، غزلیّات.
      ای غافل، از آنجا که تو در نفس خویش گرفتاری، هرچه از متاع دنیای خاکی بهره می‌جویی برای تو چون خون است؛ امّا ولیّ الٰهی حتیٰ اگر زهر کشنده‌ای را (که قاتل روح است) بخورد، برای او همچون عسل است.
    6. از پرهیز رَست: نیازی به پرهیز ندارد (چیزی برای او ضرر ندارد؛ زیرا از زمرۀ مُخلَصین و رهایافتگان است). میان تبْ در است: در میان تب است.
    7.  تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 107؛ رسول‌اللٰه صلّی اللٰه علیه و آله و سلّم: «ما أتاکَ مِن هٰذا المالِ...؛ هرچه از مال دنیا بدون خواست و انتظار و میلِ دل به تو رسید، آن را برگیر!»
      ای طالب جِری... : ای روزی‌طلب، در کسب روزی و مطلوب خویش هیچ‌گاه خود را به جدال و تکاپو نینداز.
    8. آتش در مرو: در میان آتش مرو. رفت: در آتش رفتن.
    9. سَبّاح: شناگر. در میفکن... : از روی خودرأیی خود را به دریا مینداز.