اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر اول

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر اول از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - نی‌نامه - حقیقت عشق إلهی و کیفیت حرکت سالک در مسیر معبود. - توصیف حال عارف بِالله نسبت به دنیا. - لزوم تبعیت از ولیّ إلهی. - بیان راه‌های انحرافی مزوّران در مقابل مسیر حق. - معنای جبر و تفویض. - ادب حضرت آدم علیه‌السلام در مقابل خداوند. - غیرت خداوند متعال در تحریم زشتی‌ها. - تفسیر «مَن کانَ للّٰه کانَ اللٰهُ له». - بیان نفحه‌های الهی بر سالکان. - هدایت‌نیافتن معاندان. - توصیۀ پیامبر دربارۀ تقرّب به خدا با عقل. - اخلاص در عشق. - نکوهش قیاس.

مثنوی معنوی - دفتر اول

152
  • شرحِ این کوتَه کن و رُخ زین بتاب***دَم مزن، وَ ال‍لٰه‌ُ أعلَمْ بِالصَّواب1
  • دیدنِ خواجه طوطیان را در دشت و پیغام رسانیدن‌

  • باز م‍ی‌گردیم از این ای دوستان***سوی مرغ و تاجر و هندوستان‌
  • مردِ بازرگان پذیرفت آن پیام***کاو رسانَد سوی جنس از وی سلام2
  • چون‌که تا أقصای هندِستان رسید***در بیابانْ طوطیِ چندی بدید
  • مَرکب اِستانید و پس آواز داد***آن سلام و آن امانت باز داد3
  • طوطی‌ای ز‌آن طوطیان لرزید و پس***اوفتاد و مُرد و بُگسَستش نفَس‌
  • شد پشیمان خواجه از گفتِ خبر***گفت: «رفتم در هلاکِ جانور
  • این مگر خویش است با آن طوطیَک؟***این مگر دو جسم بود و روحْ یَک؟‌4
  • این چرا کردم؟ چرا دادم پیام؟***سوختم بی‌چاره را زین گفتِ خام»‌5
  • ----------

  • این زبان چون سنگ و فَمْ آهن‌و‌َش است***و‌آنچه بِجْهد از زبانْ چون آتش است6
  • سنگ و آهن را مزن بر هم گزاف***گه ز روی نَقل و گه از روی لاف7
  • ز‌آنکه تاریک است و هر سو پنبه‌زار***در میانِ پنبه چون باشد شَرار؟!8
  • ظالمْ آن قومی که چشمان دوختند***و‌ز سخن‌ها عالَمی را سوختند9
  • عالَمی را یک سخنْ ویران کند***روبَهانِ مرده را شیران کند10
    1. و اللٰهُ... : و همانا خداوند، آگاه‌تر به درستی است.
    2. جنس: هم‌نوعان (آن طوطی).
    3. استانید: متوقّف کرد.
    4. خویش: خویشاوند.
    5. سوختم: سوزاندم. گفت خام: سخن ناپخته و نسنجیده.
    6. فَم: دهان. آهن‌وَش: مانند آهن، بر مثال آهن.
    7. نَقل: بازگو کردن. لاف: سخن دروغ و باطل.
    8. در میان... : اگر شرار آتش در میان پنبه‌زار باشد، چه خواهد شد؟!
    9. چشمان... : چشم‌بسته (بدون علم و تفکّر) سخن گفتند و جهانی را به آتش کشیدند.
    10. روبهان... : خدعه‌گرانِ ناتوان را قوّت می‌بخشد.