
مثنوی معنوی - دفتر اول
براساس تصحیح سید حسن میرخانی
دفتر اول از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلالالدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم میگردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - نینامه - حقیقت عشق إلهی و کیفیت حرکت سالک در مسیر معبود. - توصیف حال عارف بِالله نسبت به دنیا. - لزوم تبعیت از ولیّ إلهی. - بیان راههای انحرافی مزوّران در مقابل مسیر حق. - معنای جبر و تفویض. - ادب حضرت آدم علیهالسلام در مقابل خداوند. - غیرت خداوند متعال در تحریم زشتیها. - تفسیر «مَن کانَ للّٰه کانَ اللٰهُ له». - بیان نفحههای الهی بر سالکان. - هدایتنیافتن معاندان. - توصیۀ پیامبر دربارۀ تقرّب به خدا با عقل. - اخلاص در عشق. - نکوهش قیاس.
مثنوی معنوی - دفتر اول
148سنگِ سُرمه چون که شد در دیدگان *** سنگِ بینایی شد آنجا دیدهبان1 ای خُنُک آن مُرده کز خود رَسته شد *** در وجودِ زندهای پیوسته شد وایِ آن زنده که با مُرده نِشست *** مرده گشت و زندگی از وی بجَست2 چون تو در قرآنِ حق بُگریختی *** با روانِ انبیا آمیختی3 هستْ قرآنْ حالهای انبیا *** ماهیانِ بحرِ پاکِ کبریا ور بخوانیّ و نِهای قرآنپذیر *** انبیا و اولیا را دیده گیر4 ور پذیرایی، چو برخوانی قِصَص *** مرغِ جانَت تنگ آید در قَفَص5 مرغْ کاو اندر قفس زندانی است *** مینَجوید رَستن، از نادانی است روحهایی کز قفسها رَستهاند *** انبیا و رهبرِ شایستهاند از برونْ آوازشان آید بدین *** که: «رهِ رَستنْ تو را این است این ما بدین رَستیم زین تَنگین قفس *** غیرِ این ره نیست چارهیْ این قفس خویش را رنجور ساز و زارِ زار *** تا تو را بیرون کنند از اِشتِهار»6 کِاشْتهارِ خَلقْ بندی محکم است *** در رهْ این از بندِ آهن کی کم است؟! یک حکایت بشنو ای زیبا رفیق *** تا بدانی شرط این بحرِ عمیق 🔹 بشنو اکنون داستانی در مثال *** تا شوی واقف بر اسرارِ مَقال7 - نسخۀ قونیه: گشت بینایی.
سنگ بینایی... : سنگی که بینا شده بود به نظارهگری پرداخت. - إحیاء العلوم، ج2، ص29؛ رسولاللٰه صلّی اللٰه علیه و آله و سلّم فرمود: «إيّاكم و مُجالسَةَ المَوتىٰ؛ برحذر باشید از همنشینی با مردگان!» گفتند: «ای رسول خدا، و آن مردگان چه کسانی هستند؟» فرمود: «ثروتمندان و مالاندوزان!»
- در قرآن حق بگریختی: به قرآن پناه آوردی. روان: روح.
- اگر قرآن را خواندی ولی وجودت پذیرای حقایق آن نبود پس گویا انبیا و اولیا را نیز دیدهای ولی بهرهای نبردهای!
- پذیرایی: (با قلب خویش) پذیرای (حقایق آن) هستی. قِصَص: داستانها.
- خود را ناخوش و نابسامان کن تا از شهرت و از چشم اهل دنیا بیفتی.
- الحاقی از نسخۀ ناسخه.
شوی واقف: مطّلع گردی. مَقال: گفتار.
- نسخۀ قونیه: گشت بینایی.
