
مثنوی معنوی - دفتر اول
براساس تصحیح سید حسن میرخانی
دفتر اول از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلالالدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم میگردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - نینامه - حقیقت عشق إلهی و کیفیت حرکت سالک در مسیر معبود. - توصیف حال عارف بِالله نسبت به دنیا. - لزوم تبعیت از ولیّ إلهی. - بیان راههای انحرافی مزوّران در مقابل مسیر حق. - معنای جبر و تفویض. - ادب حضرت آدم علیهالسلام در مقابل خداوند. - غیرت خداوند متعال در تحریم زشتیها. - تفسیر «مَن کانَ للّٰه کانَ اللٰهُ له». - بیان نفحههای الهی بر سالکان. - هدایتنیافتن معاندان. - توصیۀ پیامبر دربارۀ تقرّب به خدا با عقل. - اخلاص در عشق. - نکوهش قیاس.
مثنوی معنوی - دفتر اول
143زآنکه ناطق حرف بیند یا غرض *** کی شود یکدَم محیطِ دو عَرَض؟1 گر به معنا رفت، شد غافل ز حرف *** پیش و پس یکدَم نبیند هیچ طَرْف2 آن زمان که پیش بینی، آن زمان *** تو پسِ خود کی ببینی؟! این بدان چون محیطِ حرف و معنا نیست جان *** چون بوَد جانْ خالقِ این هر دُوان؟3 حقْ محیطِ جمله آمد ای پسر *** وا ندارد کارش از کارِ دگر4 گفتِ ایزدْ جانِ ما را مست کرد *** چون نداند آن که را خود هست کرد؟!5 ----------
گفت شیطان که: ﴿بِما أغْوَيتَني﴾ *** کرد فعلِ خود نهانْ دیوِ دَنی6 گفت آدم که: «ظَلَمْنا نَفسَنا» *** او ز فعلِ حق نَبُد غافل چو ما7 در گُنهْ او از ادب پنهانْش کرد *** زآن گُنَه بر خود زدنْ او بر بِخَورد8 بعدِ توبه گفتش: «ای آدم، نه من *** آفریدم در تو آن جُرم و مِحَن؟!9 نی که تقدیر و قضای من بُد آن؟! *** چون به وقتِ عُذر کردی آن نهان؟»10 گفت: «ترسیدم، ادب نگذاشتم» *** گفت: «هم من پاسِ آنَت داشتم»11 ----------
- (افعال ما مخلوق خداوند است) زیرا (مثلاً) متکلّم نمیتواند همزمان به گفتار و معانی آن توجّه کند (پس میتواند فقط به یکی توجّه کند و دیگری به تدبیر الٰهی است).
- یکدم: در یک لحظه. طَرف: چشم.
- چون (1): از آنجا که. محیط: مُشرِف و مسلّط. چون (2): چگونه.
- حقّ: خداوند متعال. جمله: همه. وا ندارد: باز نمیدارد.
- گفتِ ایزد: امر تکوینی خداوند در خلق موجودات. مست کرد: مقهور ارادۀ خود ساخت. چون نداند... : چگونه افعال ما از احاطۀ علم ازلی الٰهی خارج باشد (و متوقّف بر اختیارِ حادثِ ما باشد) و حال آنکه تمام هستی ما از اوست؟
- دَنیّ: پَست و فرومایه.
- تصحیح نیکلسون: او ز فعل خود.
- بَر بخورد: برخوردار و بهرهمند گشت.
- مِحَن: جمع مِحنَت، سختی و مشقّت (درد و رنج گناه).
- چون: پس چگونه است که.
- ادب نگذاشتم: بنابراین از ادب فروگذار نکردم (و گناه را به خود نسبت دادم). پاس آنَت داشتم: همان ادب تو را پاسداشتم (و تو را بخشیدم).
