اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر اول

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر اول از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - نی‌نامه - حقیقت عشق إلهی و کیفیت حرکت سالک در مسیر معبود. - توصیف حال عارف بِالله نسبت به دنیا. - لزوم تبعیت از ولیّ إلهی. - بیان راه‌های انحرافی مزوّران در مقابل مسیر حق. - معنای جبر و تفویض. - ادب حضرت آدم علیه‌السلام در مقابل خداوند. - غیرت خداوند متعال در تحریم زشتی‌ها. - تفسیر «مَن کانَ للّٰه کانَ اللٰهُ له». - بیان نفحه‌های الهی بر سالکان. - هدایت‌نیافتن معاندان. - توصیۀ پیامبر دربارۀ تقرّب به خدا با عقل. - اخلاص در عشق. - نکوهش قیاس.

مثنوی معنوی - دفتر اول

137
  • ----------

  • چون رسولِ روم این الفاظِ ‌تر***در سَماع آورْد، شد مشتاق‌تر1
  • دیده را بر جُستنِ عُمَّر گماشت***رَخت را و اسب را ضایع گذاشت2
  • هر طرف اندر پیِ آن مردِ کار***می‌شدی پُرسانِ او دیوانه‌وار
  • «کاین‌چنین مردی بوَد اندر جهان؟!***و‌ز جهانْ مانندِ جان باشد نهان‌؟!»
  • جُست او را تا ز جانْ بنده شود***لاجَرم جوینده یابنده بوَد
  • یافتن رسولِ قیصرْ عمَر را خفته در زیرِ خُرما بُن‌3

  • دید اَعرابی‌زنی او را دَخیل***گفت: «نَک خفته‌ست زیرِ آن نَخیل»4
  • زیرِ خُرما بُن ز خَلقانْ او جدا***زیرِ سایه خفته بین سایه‌یْ خدا
  • آمد آنجا و از او دور ایستاد***مر عمَر را دید و در لرزه فِتاد
  • هیبتی ز‌آن خفته آمد بر رسول***حالتی خوش کرد بر جانش نُزول‌
  • مِهر و هیبت هست ضدِّ همدگر***این دو ضدّ را دیدْ جمع اندر جگر5
  • گفت با خود: «من شَهان را دیده‌ام***پیشِ سلطانانْ خوش و بُگزیده‌ام6
  • از شَهانم هیبت و ترسی نبود***هیبتِ این مرد هوشم را ربود
  • رفته‌ام در بیشۀ شیر و پلنگ***روی من زیشان نگردانید رنگ7
  • بس شُدَه‌ستَم در مَصاف و کار‌زار***همچو شیرْ آن‌دَم که باشد کار زار8
  • بس که خوردم، بس زدم زخمِ گران***دل‌قوی‌تر بوده‌ام از دیگران‌
  • بی‌سلاحْ این مردْ خفته بر زمین***من به هفت اندامْ لرزان، چیست این؟!»‌
    1. در سماع آورد: شنید.
    2. ضایع گذاشت: رها کرد.
    3. خُرما بُن: درخت خرما.
    4. زنی اَعرابی او را غریبه‌ای در جست وجوی عمَر یافت... . نک: اینک. نَخیل: درخت خرما.
    5. هیبت: ترس. اندر جگر: در دل خود.
    6. . بگزیده‌ام: برگزیده و مقرّب هستم.
    7. روی من... : صورتم از ترس آن‌ها زرد نگشت و نترسیدم.
    8. بس: چه بسیار. شُدستم: رفته‌ام. مَصاف و کارزار: میدان جنگ.