
مثنوی معنوی - دفتر اول
براساس تصحیح سید حسن میرخانی
دفتر اول از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلالالدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم میگردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - نینامه - حقیقت عشق إلهی و کیفیت حرکت سالک در مسیر معبود. - توصیف حال عارف بِالله نسبت به دنیا. - لزوم تبعیت از ولیّ إلهی. - بیان راههای انحرافی مزوّران در مقابل مسیر حق. - معنای جبر و تفویض. - ادب حضرت آدم علیهالسلام در مقابل خداوند. - غیرت خداوند متعال در تحریم زشتیها. - تفسیر «مَن کانَ للّٰه کانَ اللٰهُ له». - بیان نفحههای الهی بر سالکان. - هدایتنیافتن معاندان. - توصیۀ پیامبر دربارۀ تقرّب به خدا با عقل. - اخلاص در عشق. - نکوهش قیاس.
مثنوی معنوی - دفتر اول
135چونکه جزوِ دوزخ است این نفسِ ما *** طبعِ کُلّ دارد همیشه جزوها1 این قدمْ حق را بوَد کاو را کُشد *** غیرِ حقْ خود که کمانِ او کِشد؟!2 در کمان ننْهَند إلّا تیرِ راست *** این کمان را باژگون کژْتیرهاست3 راست شو چون تیر و، وا رَه از کمان *** کز کمانْ هر راست بِجْهد بیگمان چونکه واگَشتم ز پیکارِ بُرون *** روی آورْدم به پیکارِ درون قَد رَجَعنا مِن جِهادِ الأصغَریم *** با نَبی اندر جِهادِ أکبریم قوّت از حق خواهم و توفیقِ لاف *** تا به سوزن برکَنم این کوهِ قاف4 سَهلْ شیری دان که صَفها بشکند *** شیر آن است آن که خود را بشکند 🔹 تا شود شیر خدا از عَونِ او *** وا رَهد از نفس و از فرعونِ او5 در بیانِ این شِنو یک قصّهای *** تا بَری از سرِّ گفتم حِصّهای6 آمدن رسولِ قیصرِ روم به نزدِ عُمَر به رسالت7
بر عمَر آمد ز قیصر یک رسول *** در مدینه از بیابانِ نُغول8 گفت: «کو قصرِ خلیفه ای حَشَم؟ *** تا من اسب و رَخت را آنجا کِشم»9 قوم گفتندش که: «او را قصر نیست *** مر عمَر را قصرْ جانِ روشنیست - طبع کلّ... : جزوها همیشه تابع سرشت و خصوصیت کلّ و ربّالنوع خود هستند.
- قدم: پا. حق را بوَد: فقط از آنِ خداست. که کمانِ او کِشد: چه کسی میتواند بر آن (آتش؛ نفس امّاره) غالب شود؟
- این کمان... : تیرهایی که از هوای نفس باشد کج است، بنابراین واژگون خواهد شد و به هدف نمینشیند.
- نسخۀ قونیه: توفیق و لاف. طبع کلاله خاور:از خدا قدرت و توفیق میطلبم که بتوانم این کوه قاف (حجاب نفس) را با سوزن (ریاضت) از میان بردارم و این ادّعا را متحقّق سازم (که بدون توفیق الٰهی امری دشوار بلکه ممتنع است).
قوّتی خواهم ز حق دریا شکاف *** تا به ناخن برکَنم این کوه قاف. - تا او به یاری خداوند (مانند امیرالمؤمنین علیه السلام) شیر خدا شود و از سیطرۀ نفس و فرعونیّت و استکبارِ آن، رهایی یابد.
- سرِّ گفتم: حقیقت گفتارم. حِصّه: بهره.
- به رسالت: برای پیغام رساندن.
- رسول: فرستاده. نُغول: دوردست.
- حَشَم: خدمتکاران و بندگان.
