اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر اول

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر اول از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - نی‌نامه - حقیقت عشق إلهی و کیفیت حرکت سالک در مسیر معبود. - توصیف حال عارف بِالله نسبت به دنیا. - لزوم تبعیت از ولیّ إلهی. - بیان راه‌های انحرافی مزوّران در مقابل مسیر حق. - معنای جبر و تفویض. - ادب حضرت آدم علیه‌السلام در مقابل خداوند. - غیرت خداوند متعال در تحریم زشتی‌ها. - تفسیر «مَن کانَ للّٰه کانَ اللٰهُ له». - بیان نفحه‌های الهی بر سالکان. - هدایت‌نیافتن معاندان. - توصیۀ پیامبر دربارۀ تقرّب به خدا با عقل. - اخلاص در عشق. - نکوهش قیاس.

مثنوی معنوی - دفتر اول

126
  • حالِ دریا زِ اضطراب و جوشِ او***فهم کن تبدیل‌های هوشِ او1
  • چرخِ سرگردان که اندر جست وجوست***حالِ او چون حالِ فرزندانِ اوست2
  • گَه حَضیض و گه میانه گاهْ اوج***اندر آن از سَعد و نَحسی فوج ‌فوج‌3
  • 🔹 گَه شَرَف گاهی صُعود و گه فَرَح***گه وبال و گه هُبوط و گه تَرَح4
  • از خود -ای جزوِ ز کُلّ‌ها مُختَلِط-***فهم می‌کن حالتِ هر مُنبَسِط5
  • 🔹 چون نصیبِ مِهتران درد است و رنج***کِهتران را کی تواند بود گنج؟!6
  • چون‌که کلّیّات را رنج است و درد***جزوِ ایشان چون نباشد روی زرد؟!
  • خاصه جزوی کاو ز اَضداد است جمع***ز‌آب و خاک و آتش و باد است جمع
  • این عجب نبوَد که میش از گرگ جَست***این عجب که میشْ دل در گرگ بست‌
  • زندگانی آشتیِّ ضِدّهاست***مرگْ آن کاندر میانْشان جنگ خاست‌
  • 🔹 صلحِ اَضداد است این عمرِ جهان***جنگِ اضداد است عمرِ جاودان7
  • 🔹 زندگانی، آشتیِّ دشمنان***مرگْ وا رفتن به اصلِ خویش دان
  • 🔹 صلحِ دشمن‌دار باشد عاریت***دل به‌سوی جنگ دارد عاقبت
  • 🔹 روزَکی چند از برای مصلحت***با هَمند اندر وفا و مَرحَمت8
  • 🔹 عاقبت هر یک به جوهر باز‌گشت***هر یکی با جنسِ خود اَنباز گشت9
  • 🔹 لطفِ باری این پلنگ و رَنگ را***إلف داد و بُرد زیشان جنگ را10
  • لطفِ حقْ این شیر را و گور را***إلف دادَه‌ست این دو ضدِّ دور را
  • چون جهانْ رنجور و زندانی بوَد***چه عجب رنجور اگر فانی بوَد؟!
  • ----------

    1. از حال جوش و اضطراب امواج دریا (انسان)، حال اندرون (عقل) او را دریاب.
    2. حال فلکِ سرگردان نیز مانند مَوالید و فرزندان او (جماد و نبات و حیوان) است که همه در جست وجو و تکاپو هستند.
    3. حَضیض: نقطۀ پست و پایین. سَعد: خجستگی و مبارکی.
    4. صعود: بالا رفتن. فَرَح: خوشحالی. هُبوط: سقوط. تَرَح: اندوه.
    5. ای انسان که جزئی از این عالَم و آمیخته‌ای از عناصری، از حال خودت حال کلّیات بسیط عالَم را که از آن‌ نشأت گرفته‌ای دریاب!
    6. مهتران: بزرگان و سروران. کهتران: کوچکان و پایین‌دستان.
    7. عمر جاودان: مردن و رفتن به سرای جاویدان.
    8. مَرحَمت: لطف و مهربانی.
    9. اَنباز گشت: قرین و همنشین شد.
    10. رَنگ: بز کوهی. إلف: اُلفت.