
مثنوی معنوی - دفتر اول
براساس تصحیح سید حسن میرخانی
دفتر اول از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلالالدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم میگردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - نینامه - حقیقت عشق إلهی و کیفیت حرکت سالک در مسیر معبود. - توصیف حال عارف بِالله نسبت به دنیا. - لزوم تبعیت از ولیّ إلهی. - بیان راههای انحرافی مزوّران در مقابل مسیر حق. - معنای جبر و تفویض. - ادب حضرت آدم علیهالسلام در مقابل خداوند. - غیرت خداوند متعال در تحریم زشتیها. - تفسیر «مَن کانَ للّٰه کانَ اللٰهُ له». - بیان نفحههای الهی بر سالکان. - هدایتنیافتن معاندان. - توصیۀ پیامبر دربارۀ تقرّب به خدا با عقل. - اخلاص در عشق. - نکوهش قیاس.
مثنوی معنوی - دفتر اول
125رنگِ رو از حالِ دل دارد نشان *** رحمتم کن، مِهر من در دل نشان رنگِ روی سرخ دارد بانگِ شُکر *** رنگِ روی زرد دارد صبر و نُکر1 در من آمد آنچه در وی گشت مات *** آدمیّ و جانور، جامد، نبات2 در من آمد آن که دست و پا بَرَد *** رنگِ روی و قوّتِ سیما بَرَد3 آن که در هرچه درآمد، بشکنَد *** هر درخت از بیخ و بُنْ او برکَنَد این خود اَجزایند، کلّیّات از او *** زرد کرده رنگ و فاسد کرده بو4 تا جهان گه صابر است و گه شَکور *** بوستان گه حُلّه پوشد گاهْ عُور5 آفتابی کاو برآید نارگون *** ساعتی دیگر شود او سرنگون6 اخترانِ تافته بر چارطاق *** لحظه لحظه مبتلای اِحتراق7 ماهْ کاو افزود زَ اختر در جمال *** شد ز رنجِ دِقِّ او همچون خیال8 این زمینِ با سُکونِ با ادب *** اندر آرَد زَلزلَهش در لرز و تب ای بسا کُه زین بلای مُرده ریگ *** گشته است اندر جهانْ او خرده ریگ9 این هوا با رَوح آمد مُقترِن *** چون قضا آید، وَبا گشت و عَفِن10 آبِ خوش کاو روح را همشیره شد *** در غدیری، زرد و تلخ و تیره شد11 آتشی کاو باد دارد در بُروت *** هم یکی بادی بر او خوانَد، تَموت12 🔹 خاکْ کاو شد مایۀ گُل در بهار *** ناگهان بادی برآرَد زو دَمار - نُکر: دشواری و ناخوشی.
- آنچه: (مرگ). مات: مبهوت و مقهور (سیطرۀ آن).
- آن که دست و پا بَرَد: ترس از مرگ و هلاکت که قدرت تصرّف مرا میگیرد.
- کلّیات عالم از عارض شدن مرگْ رخ زرد و فاسد گشته و تغییر بو میدهند، چه برسد به انسانها و موجودات که جزئیات عالماند.
- حُلّه: لباس نو. گاه عور: گاهی برهنه است.
- نارگون: مانند شعلۀ آتش.
- تافته: برافروخته. بر چارطاق: برفراز آسمان. احتراق: سوختن.
- رنج دِقّ: بیماریای که تن را لاغر میکند. خیال: شَبَه.
- بلای مرده ریگ: بلای دیرینه (زلزله).
- رَوح: نسیم خوش. عَفِن: بدبو و متعفّن.
- آب گوارا که در صفا مانند رُوحْ جانبخش است، در آبگیر، زرد و تلخ و تیره میشود.
- باد در بُروت: باد تکبّر و غرور. هم یکی... : همان آتش بادی بر آن میوزد و میمیرد.
