اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر اول

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر اول از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - نی‌نامه - حقیقت عشق إلهی و کیفیت حرکت سالک در مسیر معبود. - توصیف حال عارف بِالله نسبت به دنیا. - لزوم تبعیت از ولیّ إلهی. - بیان راه‌های انحرافی مزوّران در مقابل مسیر حق. - معنای جبر و تفویض. - ادب حضرت آدم علیه‌السلام در مقابل خداوند. - غیرت خداوند متعال در تحریم زشتی‌ها. - تفسیر «مَن کانَ للّٰه کانَ اللٰهُ له». - بیان نفحه‌های الهی بر سالکان. - هدایت‌نیافتن معاندان. - توصیۀ پیامبر دربارۀ تقرّب به خدا با عقل. - اخلاص در عشق. - نکوهش قیاس.

مثنوی معنوی - دفتر اول

123
  • صورتی بُد این مَنی اندر عدم***پیشِ حق موجود، نه بیش و نه کم‌1
  • حاصل، آمد آن حقیقتْ نامِ ما***پیشِ حضرت، کآن بوَد انجامِ ما2
  • مَرد را بر عاقبت نامی نهند***نی بر آن کآن عاریت، نامی نهند3
  • چشمِ آدم کاو به نورِ پاک دید***جان و سرِّ نام‌ها گَشتش پدید
  • چون مَلَکْ انوارِ حق از وی بیافت***در سجود افتاد و در خدمت شتافت4
  • 🔹 چون ملائکْ نورِ حق دیدند از او***جمله افتادند در سجده به رو
  • مدحِ این آدم که نامش می‌بَرم***قاصرم گر تا قیامت بشمُرم‌
  • این همه دانست و چون آمد قضا***دانشِ یک نهی شد بر وی خطا:5
  • ”کِای عجب، نهی از پیِ تحریم بود؟***یا به تأویلی بُد و تَوهیم بود؟“6
  • در دلش تأویل چون ترجیح یافت***طبعْ در حیرت سوی گندم شتافت7
  • باغبان را خار چون در پای رفت***دزد فرصت یافت، کالا بُرد تَفت8
  • چون ز حیرت رَست و باز آمد به راه***دید بُرده دزدْ رَخت از کارگاه‌
  • ”ربَّنا إنّا ظَلَمْنا“ گفت و آه***یعنی آمد ظلمت و گُم گشت راه9
  • این قضا ابری بوَد خورشیدپوش***شیر و اژدرها شود ز‌و همچو موش‌
  • من اگر دامی نبینم گاهِ حُکم***من نه تنها جاهلم در راهِ حُکم»10
  • ----------

    1. این مَنی که ما آن را مایعی پست و ناچیز می‌بینیم، نزد خدا در عالَم أعدام و أعیان ثابته، صورتی تمام بود و با تمام کمالات خود موجود.
    2. الحاصل، آن حقیقتی که نام ما در نزد خداوند است، همان است که عاقبت و سرانجام ما خواهد بود.
    3. [در ملکوت] براساس عاقبت، اشخاص را نام‌گذاری می‌کنند؛ نه بر حال عاریتی که [مردم در دنیا] براساس آن نام می‌گذارند.
    4.  سوره الحِجر، آیه 29.
    5.  طبع میرزا محمود و طبع کلاله خاور: شد بر وی غِطا (پوشیده).
    6. یا به تأویلی... : یا اینکه نهی خدا وجهی دارد و برای به وهم انداختن من (آدم علیه السلام) بوده و مقصودش تحریم نبوده است.
    7. طبع: خوی و سرشتی که توجّه به‌سوی عالم طبع و کثرت دارد.
    8. تفت: تند و باشتاب.
    9.  سوره الأعراف، آیه 23.
      ربّنا إنّا ظَلمنا: «پروردگارا! ما [به خویشتن] ستم روا داشتیم.»
    10. من اگر با آمدن قضای قاهر الٰهی دام را نبینم، تنها من نیستم که بنا بر ارادۀ او جاهل شده‌ام (بلکه همگان مقهور آن هستند).