اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر اول

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر اول از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - نی‌نامه - حقیقت عشق إلهی و کیفیت حرکت سالک در مسیر معبود. - توصیف حال عارف بِالله نسبت به دنیا. - لزوم تبعیت از ولیّ إلهی. - بیان راه‌های انحرافی مزوّران در مقابل مسیر حق. - معنای جبر و تفویض. - ادب حضرت آدم علیه‌السلام در مقابل خداوند. - غیرت خداوند متعال در تحریم زشتی‌ها. - تفسیر «مَن کانَ للّٰه کانَ اللٰهُ له». - بیان نفحه‌های الهی بر سالکان. - هدایت‌نیافتن معاندان. - توصیۀ پیامبر دربارۀ تقرّب به خدا با عقل. - اخلاص در عشق. - نکوهش قیاس.

مثنوی معنوی - دفتر اول

112
  • هم در بیانِ مکرِ خرگوش‌ و تأخیرِ او در رفتن

  • در شدنْ خرگوش بس تأخیر کرد***مکر را با خویشتن تقریر کرد1
  • در ره آمد بعدِ تأخیرِ دراز***تا به گوشِ شیر گوید یک دو راز
  • ----------

  • تا چه عالَم‌هاست در سودای عقل!***تا چه باپهناست این دریای عقل!‌2
  • 🔹 بحرِ بی‌پایان بوَد عقلِ بشر***بَحر را غوّاص باید ای پسر
  • صورتِ ما اندرین بحرِ عِذاب***می‌دَود چون کاسه‌ها بر روی آب3
  • تا نشد پُر، بر سَرِ دریا چو طشت***چون‌که پر شد طشت، در وی غرق گشت‌
  • عقلْ پنهان است و، ظاهرْ عالَمی***صورتِ ما موج یا از وی نَمی
  • هرچه صورت می وَسیلت سازدش***ز‌آن وَسیلت بَحرْ دور اندازَدش4
  • تا نبیند دلْ دهنده‌یْ راز را***تا نبیند تیرْ دور‌انداز را5
  • اسبِ خود را یاوه داند و‌ز ستیز***می‌دواند اسبِ خود در راهْ تیز6
  • اسبِ خود را یاوه داند آن جواد***و اسبْ خود، او را کِشان کرده چو باد7
  • در فغان و جست وجو آن خیره‌سر***هر طرف پرسان و جویان در به در:
  • «کآن که دزدید اسبِ ما را کو و کیست؟»***این که زیرِ رانِ توست ای خواجه چیست؟!
  • «آری این اسب است لیک آن اسب کو؟»***با خود آ ای شهسوارِ اسب‌جو!8
  • 🔹 وصف‌ها را مُستَمِع گوید به راز***تا شناسد مَردْ اسبِ خویشْ باز9
    1. شدن: رفتن. تقریر کرد: مرور کرد.
    2. سودای عقل: سویدا و اندرون عقل.
    3. عِذاب: جمع عَذب، پاکیزه و زلال.
    4. هر‌چه صورت و ظاهر، وسیله‌ای برای ادراک بحرِ عمیقِ عقل بر‌می‌گیرد، بحرِ عقل آن وسیله را ناکارآمد می‌سازد.
    5. دورانداز: تیرانداز (عقل که علّت حقیقی است).
    6. تصحیح‌شده بر اساس نسخۀ قونیه. میرخانی: را راهْ تیز.
      اسب خود (حقیقت عقل) را گم‌شده پنداشته و از روی کج فهمی و انکار، همان اسب را برای یافتن آن می‌دواند.
    7. یاوه: گم شده. جواد: جوانمرد.
    8. با خود آ: به خود بیا.
    9. مُستَمِع: شنوندۀ حدیث گم شدن اسب (هادی و معلّم).