اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر اول

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر اول از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - نی‌نامه - حقیقت عشق إلهی و کیفیت حرکت سالک در مسیر معبود. - توصیف حال عارف بِالله نسبت به دنیا. - لزوم تبعیت از ولیّ إلهی. - بیان راه‌های انحرافی مزوّران در مقابل مسیر حق. - معنای جبر و تفویض. - ادب حضرت آدم علیه‌السلام در مقابل خداوند. - غیرت خداوند متعال در تحریم زشتی‌ها. - تفسیر «مَن کانَ للّٰه کانَ اللٰهُ له». - بیان نفحه‌های الهی بر سالکان. - هدایت‌نیافتن معاندان. - توصیۀ پیامبر دربارۀ تقرّب به خدا با عقل. - اخلاص در عشق. - نکوهش قیاس.

مثنوی معنوی - دفتر اول

104
  • شد سرِ شیرانِ عالَمْ جمله پست***چون سگِ اصحاب را دادند دست1
  • چه زیان اَستش از آن نقشِ نَفور***چون‌که جانش غرق شد در بحرِ نور؟!2
  • وَصفِ صورت نیست اندر خامه‌ها***عالِم و عادل بوَد در نامه‌ها3
  • عالِم و عادل همه معنی‌ست بس***کِش نیابی در مکان و پیش و پس4
  • می‌زند بر تن ز سوی لا مَکان***می‌نَگنجد در فلکْ خورشیدِ جان5
  • این سخن پایان ندارد، گوش‌دار***گوشْ سوی قصّۀ خرگوش دار
  • ذکرِ دانشِ خرگوش، و بیانِ فضیلت و منافعِ دانش‌

  • گوشِ خر بفروش و دیگر گوشْ خر***کاین سخن را در‌نیابد گوشِ خر
  • رو تو روبَه‌بازیِ خرگوش بین***مکر و شیر‌اندازیِ خرگوش بین‌
  • خاتَمِ مُلکِ سلیمان است عِلم***جمله عالَمْ صورت و جان است عِلم
  • آدمی را زین هنرْ بیچاره گشت***خَلقِ دریاها و خلقِ کوه و دشت6
  • ز‌و پلنگ و شیرْ ترسان همچو موش***ز‌و شده پنهان به دشت و کُهْ وحوش‌
  • ز‌و پَریّ و دیوْ ساحل‌ها گرفت***هر یکی در جای پنهان جا گرفت‌7
  • آدمی را دشمنِ پنهان بسی‌ست***آدمیِّ باحَذَرْ عاقل کسی‌ست8
  • خُلقِ خوب و زشت هست از ما نهان***می‌زند بر دل به هر دَم کوبِشان9
    1. ... چون دست عنایت الٰهی سگ اصحاب کهف را مدد نمود.
    2. نقش نَفور: ظاهر منفور (و ناپاک) سگ بودن.
    3. در قلم نویسندگان، اوصاف ظاهری ذکر نمی‌گردد؛ بلکه اوصاف حقیقی بیان می‌شود.
    4. تصحیح شده از نسخۀ قونیه.
      کِش: که آن را.
    5. خورشید جان از عالم ملکوت به‌سوی تن، پرتو‌افشانی می‌کند... .
    6. بیچاره گشت: به تسخیر او در‌آمد. خلق... : همۀ مخلوقات.
    7. ساحل‌ها گرفت: (از ترس انسان) در سواحل سکنیٰ گزیدند.
    8. باحَذَر: محتاط.
    9. خُلق: اخلاق. می‌زند... : این صفات نیک و بد پنهانِ دیگران هر لحظه بر درِ دل ما می‌کوبد تا در قلب وارد شود و تأثیر گذارد.