
مثنوی معنوی - دفتر اول
براساس تصحیح سید حسن میرخانی
دفتر اول از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلالالدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم میگردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - نینامه - حقیقت عشق إلهی و کیفیت حرکت سالک در مسیر معبود. - توصیف حال عارف بِالله نسبت به دنیا. - لزوم تبعیت از ولیّ إلهی. - بیان راههای انحرافی مزوّران در مقابل مسیر حق. - معنای جبر و تفویض. - ادب حضرت آدم علیهالسلام در مقابل خداوند. - غیرت خداوند متعال در تحریم زشتیها. - تفسیر «مَن کانَ للّٰه کانَ اللٰهُ له». - بیان نفحههای الهی بر سالکان. - هدایتنیافتن معاندان. - توصیۀ پیامبر دربارۀ تقرّب به خدا با عقل. - اخلاص در عشق. - نکوهش قیاس.
مثنوی معنوی - دفتر اول
100این جهانْ زندان و ما زندانیان *** حفره کُن زندان و خود را وا رَهان چیست دنیا؟ از خدا غافل بُدَن *** نی قُماش و نقره و فرزند و زن1 مال را کز بهرِ دین باشی حَمول *** «نِعمَ مالٌ صالحٌ» گفت آن رسول2 آب در کشتی، هلاکِ کشتی است *** آب در بیرونِ کشتی، پُشتی است3 چونکه مال و مُلک را از دل بِرانْد *** زآن، سلیمانْ خویش جز مِسکین نخواند4 کوزۀ سربسته اندر آبِ زَفت *** از دلِ پُر بادْ فوقِ آبْ رفت5 بادِ درویشی چو در باطن بوَد *** بر سَرِ آبِ جهانْ ساکن بوَد6 🔹 آب نتْواند مَر او را غوطه داد *** کِش دل از نفحهیْ الٰهی گشت شاد7 گرچه این جملهیْ جهانْ مُلکِ وی است *** مُلکْ در چشمِ دلِ او لا شِیْ است8 پس دهانِ دل ببند و مُهر کن *** پُر کُنَش از بادِ کِبرِ مِن لَدُن9 جَهدْ حقّ است و دوا حقّ است و درد *** مُنکِر اندر نفیِ جَهدش جهد کرد10 🔹 کسب کن، سَعیی نما و جَهد کن *** تا بدانی سِرِّ علمِ مِنْ لَدُن11 - قُماش: پارچه و متاع.
- احیاء العلوم، ج 12، ص 105؛ «چه خوب است مال صالح در دست شخص صالح».
حَمول: حملکننده. - پُشتی: حامی و پشتیبان. (اگر مال در دل باشد، تعلّق به آن باعث هلاکت است؛ و اگر در دل نباشد، یاریکنندۀ انسان برای رسیدن به مقصد و مقصود است).
- احیاء العلوم، ج 6 ص 29؛ چون سلیمان علیه السلام به مسجد میرفت و مسکینی میدید، پیش او مینشست و میگفت: «مِسکینٌ جالَسَ مِسکینًا؛ مسکینی همنشین مسکینی گشته است!»
- زَفت: فراوان. فوق: بالا.
- درویشی: عدم تعلّق به دنیا. آب جهان: دریای متلاطم دنیا.
- غوطه دادن: فرو بردن. کِش دل: زیرا دل او. نَفحه: نسیم.
- لا شَیء: ناچیز (بیارزش).
- دهانۀ دل را (از تصوّر غیر خدا) ببند و آن را مُهر کن تا دلت از هوای کبریائیّت حق پُر شود (و در دنیا غرق نشوی).
- مُنکر... : آن کسی که کوشش میکند تا کوششکردن را باطل نماید، در واقع با کوشش خود نظریۀ خود را اِبطال میکند.
- سِرّ... : اسرار الٰهی و رموز عالم غیب.
