اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر اول

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر اول از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - نی‌نامه - حقیقت عشق إلهی و کیفیت حرکت سالک در مسیر معبود. - توصیف حال عارف بِالله نسبت به دنیا. - لزوم تبعیت از ولیّ إلهی. - بیان راه‌های انحرافی مزوّران در مقابل مسیر حق. - معنای جبر و تفویض. - ادب حضرت آدم علیه‌السلام در مقابل خداوند. - غیرت خداوند متعال در تحریم زشتی‌ها. - تفسیر «مَن کانَ للّٰه کانَ اللٰهُ له». - بیان نفحه‌های الهی بر سالکان. - هدایت‌نیافتن معاندان. - توصیۀ پیامبر دربارۀ تقرّب به خدا با عقل. - اخلاص در عشق. - نکوهش قیاس.

مثنوی معنوی - دفتر اول

32
  • آن حکیمِ خارچینْ استاد بود***دست می‌زد، جا‌به‌جا می‌آزمود
  • ز‌آن کنیزک بر طَریقِ داستان***باز می‌پرسید حالِ دوستان‌
  • با حکیمْ او راز‌ها می‌گفت فاش***از مُقام و خواجگان و شهرْتاش1
  • سوی قصّه گفتنش می‌داشت گوش***سوی نبض و جَستنش می‌داشت هوش
  • تا که نبض از نامِ که گردد جَهان؟***او بوَد مقصودِ جانش در جهان‌2
  • دوستانِ شهرِ او را بر‌شمرد***بعد از آن، شهرِ دگر را نام برد
  • گفت: «چون بیرون شدی از شهرِ خویش***در کدامین شهر می‌بودی تو پیش؟‌»3
  • نامِ شهری گفت و ز‌آن هم در گذشت***رنگِ رو و نبضِ او دیگر نگشت4
  • خواجگان و شهرها را یک به ‌یَک***باز گفت از جای و از نان و نمک‌
  • شهر شهر و خانه خانه قصّه کرد***نی رگش جنبید و نی رُخ گشتْ زرد
  • نبضِ او بر حالِ خود بُد بی‌گزند***تا بپرسید از سمرقندِ چو قند5
  • 🔹 آهِ سردی بر‌کشید آن ماه‌روی***آب از چشمش روان شد همچو جوی
  • 🔹 گفت: «بازرگانم آنجا آورید***خواجۀ زرگر در آن شهرم خرید6
  • 🔹 در بَرِ خود داشت شش ماه و فروخت»***چون بگفت این، ز‌آتشِ غم بر‌فروخت7
  • نبضْ جَست و روی سرخشْ زرد شد***کَز سمرقندیِّ زرگر فرد شد8
  • چون ز رنجورْ آن حکیم این راز یافت***اصلِ آن درد و بلا را باز یافت‌
  • گفت: «کوی او کدام است و گذر؟»***او «سَرِ پُل» گفت و «کوی غاتْفَر»9
  • 🔹 گفت آنگه آن حکیمِ باصواب***آن کنیزک را که: «رَستی از عذاب»10
    1. مُقام: اقامتگاه. شهرتاش: همشهری‌ها.
    2. که (2): چه کسی. گردد جَهان: جهنده شود و تندتر بزند.
    3. نسخۀ قونیه: در کدامین شهر بودستی تو بیش.
    4. دیگر نگشت: تغییر نکرد.
    5. بی‌گزند: بدون آسیب و آفت.
    6. بازرگانم: بازرگان مرا. شهرم: شهر مرا. آوریدن: آوردن.
    7. بر‌فروخت: بر‌افروخته شد.
    8. کز سمرقندیِّ زرگر... : زیرا از زرگر سمرقندی جدا شده بود.
    9. کوی: محلّه. گذر: گذرگاه، کوچه. سرپل و غاتفر: نام دو محلّه از محلّات سمرقند.
    10. با‌صواب: درست‌اندیش، عاقل. رَستن: رها شدن.