اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر اول

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر اول از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - نی‌نامه - حقیقت عشق إلهی و کیفیت حرکت سالک در مسیر معبود. - توصیف حال عارف بِالله نسبت به دنیا. - لزوم تبعیت از ولیّ إلهی. - بیان راه‌های انحرافی مزوّران در مقابل مسیر حق. - معنای جبر و تفویض. - ادب حضرت آدم علیه‌السلام در مقابل خداوند. - غیرت خداوند متعال در تحریم زشتی‌ها. - تفسیر «مَن کانَ للّٰه کانَ اللٰهُ له». - بیان نفحه‌های الهی بر سالکان. - هدایت‌نیافتن معاندان. - توصیۀ پیامبر دربارۀ تقرّب به خدا با عقل. - اخلاص در عشق. - نکوهش قیاس.

مثنوی معنوی - دفتر اول

23
  • عاجز شدنِ طبیبان در معالجۀ کنیزک، و ظاهر شدنِ [عجزشان] بر پادشاه، و روی آوردن او به درگاه پادشاهِ حقیقی

  • شَه چو عجزِ آن طبیبان را بدید***پابرهنه جانبِ مسجد دوید
  • رفت در مسجد، سوی محراب شد***سجده‌گاه از اشکِ شَه، پُر آب شد
  • چون به‌‌خویش آمد ز غَرقابِ فَنا***خوش زبان بگشاد در مدح و ثنا:1
  • «کِای کمینه‌یْ بخشِشَت مُلکِ جهان***من چه گویم چون تو می‌دانی نهان؟!‌2
  • 🔹 حالِ ما و این طبیبانْ سربه‌سر***پیشِ لطفِ عامِ تو باشد هدر
  • ای همیشه حاجتِ ما را پناه***بارِ دیگر ما غلط کردیم راه‌
  • لیک گفتی: ”گرچه می‌دانم سِرَت***زود هم پیدا کُنَش بر ظاهرت“»‌3
  • چون برآورْد از میانِ جانْ خروش***اندر آمد بحرِ بخشایِش به جوش‌
  • در میانِ گریه خوابش در ر‌ُبود***دید در خواب او که پیری ر‌و نمود4
  • گفت: «ای شه، مژده حاجاتت رواست***گر غریبی آیدَت فردا، ز ماست‌
  • چون‌که آید او حکیمِ حاذق است***صادقش دان؛ کاو امین و صادق است‌
  • در عِلاجش سِحرِ مطلق را ببین***در مزاجش قدرتِ حق را ببین»‌5
  • 🔹 خفته بود، آن خواب دید آگاه شد***گشته‌مَملوکِ کنیزک شاه شد6
  • چون رسید آن وعده‌گاه و روز شد***آفتاب از شرقْ اخترسوز شد7
    1. نسخۀ قونیه: مدح و دعا.
      غرقاب: اعماقِ (آب). فَنا: نیستی و خود را ندیدن.
    2. کمینه: کمترین.
    3. سِرَت: سرّ و راز تو.
    4. پیر: مُرشد و ولیّ الهی.
    5. علاج: درمان. مزاج: ترکیب دارو.
    6. گشته‌مملوک... : آن کسی که بندۀ عشق کنیزک شده بود، با وصول به ولیّ الٰهی آزاد گشت و شاه گردید.
    7. اخترسوز: ناپدیدکنندۀ ستارگان.