اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر اول

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر اول از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - نی‌نامه - حقیقت عشق إلهی و کیفیت حرکت سالک در مسیر معبود. - توصیف حال عارف بِالله نسبت به دنیا. - لزوم تبعیت از ولیّ إلهی. - بیان راه‌های انحرافی مزوّران در مقابل مسیر حق. - معنای جبر و تفویض. - ادب حضرت آدم علیه‌السلام در مقابل خداوند. - غیرت خداوند متعال در تحریم زشتی‌ها. - تفسیر «مَن کانَ للّٰه کانَ اللٰهُ له». - بیان نفحه‌های الهی بر سالکان. - هدایت‌نیافتن معاندان. - توصیۀ پیامبر دربارۀ تقرّب به خدا با عقل. - اخلاص در عشق. - نکوهش قیاس.

مثنوی معنوی - دفتر اول

72
  • این سخن پایان ندارد لیک ما***باز گوییم آن تمامی قصّه را
  • نومید کردنِ وزیرْ مُریدانِ خود را از نقضِ خلوتِ خود

  • آن وزیر از اندرون آواز داد:***«کِای مریدان، از من این معلوم باد
  • که مرا عیسیٰ چنین پیغام کرد***کز همه یاران و خویشان باش فرد
  • روی بر دیوار کن، تنها نشین***و‌ز وجودِ خویش هم خلوت گزین‌
  • بعد از این، دستوریِ گفتار نیست***بعد از این، باگفت و‌گویم کار نیست‌
  • اَلوِداع ای دوستان، من مُرده‌ام***رَخت بر چارُم فلک بَر‌بُرده‌ام‌
  • تا به زیرِ چرخِ ناری چون حَطَب***من نسوزم در عَنا و در عَطَب1
  • پهلوی عیسیٰ نِشینم بعد از این***بر فرازِ آسمانِ چارُمین‌»
  • فریفتن وزیرْ امیران را هر یک به نوعی و طریقی

  • و‌آنگهانی آن امیران را بخوانْد***یک به ‌یک، تنها به هر یک حرف راند
  • گفت هر یک را: «به دینِ عیسَوی***نائبِ حقّ و خلیفه‌یْ من تویی‌
  • و‌آن امیرانِ دگر، اَتباعِ تو***کرد عیسیٰ جمله را اَشیاعِ تو2
  • هر امیری کاو کِشد گردن، بگیر***یا بکُش یا خود همی دارش اسیر
  • لیک تا من زنده‌ام، این را مگو***تا نمیرم، این ریاست را مجو
  • تا نمیرم من، تو این پیدا مکُن***دعویِ شاهیّ و اِستیلا مکُن‌
  • اینک این طومار و احکامِ مسیح***یک به ‌یک بر‌خوانْ تو بر اُمّتْ فَصیح‌»
  • هر امیری را چنین گفتْ او جدا:***«نیست نائبْ جز تو در دینِ خدا»
    1. من می‌روم تا در این دنیای دون، مانند هیزم در رنج و درد نسوزم.
    2. اَتباع و اَشیاع: پیروان.