
مثنوی معنوی - دفتر اول
براساس تصحیح سید حسن میرخانی
دفتر اول از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلالالدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم میگردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - نینامه - حقیقت عشق إلهی و کیفیت حرکت سالک در مسیر معبود. - توصیف حال عارف بِالله نسبت به دنیا. - لزوم تبعیت از ولیّ إلهی. - بیان راههای انحرافی مزوّران در مقابل مسیر حق. - معنای جبر و تفویض. - ادب حضرت آدم علیهالسلام در مقابل خداوند. - غیرت خداوند متعال در تحریم زشتیها. - تفسیر «مَن کانَ للّٰه کانَ اللٰهُ له». - بیان نفحههای الهی بر سالکان. - هدایتنیافتن معاندان. - توصیۀ پیامبر دربارۀ تقرّب به خدا با عقل. - اخلاص در عشق. - نکوهش قیاس.
مثنوی معنوی - دفتر اول
65🔹 در خرابیْ گنجها پنهان کند *** خار را گُل، جسمها را جان کند آن گمانانگیز را سازد یقین *** مِهرها انگیزد از اسبابِ کین1 پرورَد در آتشْ ابراهیم را *** ایمنیِّ روح سازد بیم را از سببسازیش من سوداییام *** وز سببسوزیش سوفسطاییام2 🔹 در سببسازیش سرگردان شدم *** در سببسوزیش هم حیران شدم مکرکردنِ وزیر و در خلوت نشستن و شور افکندن در قوم
🔹 چون وزیرِ ماکِرِ بَداعتقاد *** دینِ عیسیٰ را بدل کرد از فساد3 مکرِ دیگرْ آن وزیر از خود ببست *** وعظ را بُگذاشت، در خلوت نشست در مُریدان درفِکند از شوقْ سوز *** بود در خلوتْ چهلْ پنجاه روز خلقْ دیوانه شدند از شوقِ او *** از فراقِ حال و قال و ذوقِ او لابه و زاری همی کردند و او *** از ریاضت گشته در خلوت دو تو4 گفته ایشان: «بیتو ما را نیست نور *** بیعصاکِش چون بوَد احوالِ کور؟! از سرِ اِکرام و از بهرِ خدا *** بیش از این ما را مکُن از خود جدا ما چو طفلانیم و ما را دایهْ تو *** بر سرِ ما گستران آن سایهْ تو» گفت: «جانم از مُحِبّان دور نیست *** لیک بیرون آمدن دستور نیست» آن امیران در شَفاعت آمدند *** وآن مُریدان در ضَراعت آمدند:5 - آن گمانانگیز ... : از اسباب گمان، یقین حاصل میکند.
- نسخۀ قونیه:از کیفیت اداره عالم بر اساس نظام دقیق اسباب و مسبَّبات دچار جنون شدم. و نیز آنگونه که خداوند اسباب ظاهری را عاطل و باطل میسازد مرا سوفسطایی میکند که این اسباب را وهم و خیالی بیش نبینم.
از سببسوزیش من سوداییام *** در خیالاتش چو سوفسطاییام. - ماکر: مکرکننده، حیلهگر.
- دوتو: لاغر و خمیده.
- نسخۀ قونیه: مریدان در شناعت آمدند (سرزنش خودشان).ضراعت: تضرّع، زاری.
