اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر اول

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر اول از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - نی‌نامه - حقیقت عشق إلهی و کیفیت حرکت سالک در مسیر معبود. - توصیف حال عارف بِالله نسبت به دنیا. - لزوم تبعیت از ولیّ إلهی. - بیان راه‌های انحرافی مزوّران در مقابل مسیر حق. - معنای جبر و تفویض. - ادب حضرت آدم علیه‌السلام در مقابل خداوند. - غیرت خداوند متعال در تحریم زشتی‌ها. - تفسیر «مَن کانَ للّٰه کانَ اللٰهُ له». - بیان نفحه‌های الهی بر سالکان. - هدایت‌نیافتن معاندان. - توصیۀ پیامبر دربارۀ تقرّب به خدا با عقل. - اخلاص در عشق. - نکوهش قیاس.

مثنوی معنوی - دفتر اول

63
  • بیانِ خسارتِ وزیر در این خُدعه و مکر

  • 🔹 همچو شه، نادان و غافل بُد وزیر***پنجه می‌زد با قدیمِ ناگزیر1
  • ناگزیرِ جملگان، حَیِّ قَدیر***لا یَزال و لَمْ یَزَلْ فردِ بَصیر2
  • با چنان قادرْ خدایی کز عَدَم***صد چو عالَمْ هست گرداند به دَم‌
  • صد چو عالَم در نظر پیدا کند***چون‌که چشمت را به ‌خود بینا کند
  • گر جهانْ پیشت بزرگ و بی‌بُنی‌ست***پیشِ قُدرتْ ذرّه‌ای می‌دان که نیست‌3
  • این جهانْ خود حَبسِ جان‌های شماست***هین دوید آن سو که صحرای شماست4
  • این جهانْ محدود و، آنْ خود بی‌حد است***نقش و صورتْ پیشِ آن معنا سَد است‌5
  • صد هزاران نیزۀ فرعون را***در‌شکست از موسِی‌ای با یک عصا
  • صد هزاران طبِّ جالینوس بود***پیشِ عیسیٰ و دَمش افسوس بود6
  • صد هزاران دفترِ اشعار بود***پیشِ حرفِ اُمّیّ‌ای آن عار بود7
  • با چنان غالبْ خداوندی، کسی***چون نمیرد، گر نباشد او خَسی؟!8
  • بس دلِ چون کوه را انگیخت او***مرغِ زیرک با دو پا آویخت او
  • فهم و خاطر تیز کردن نیست راه***جز شکسته می‌نَگیرد فضلِ شاه9
    1. قدیم ناگزیر: خداوند قدیم و ضروری.
    2. ناگزیر جملگان: آن که همگان ضرورتاً محتاج او هستند. لایَزال و لَم یزل فرد بصیر: ازلی و ابدی و بی‌همتا و بینا.
    3. بی‌بُن: بی‌حدّ و نامتناهی. قدرت: قدرت مطلق حقّ.
    4. صحرا: (عالم بی‌حدّ).
    5. سد: مانع و حجاب.
    6. افسوس: طنز و بازی.
    7. تصحیح‌شده بر‌اساس نسخۀ قونیه. میرخانی: حرف اُمّیّی‌اش عار بود.
      آن اشعار پیش حرف یک شخص اُمّیّ (رسول‌اللٰه صلّی اللٰه علیه و آله و سلّم) ننگ بود.
    8. خَس: خار و خاشاکی بی‌مقدار.
    9. شکسته: دل‌شکسته و متواضع.