اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر اول

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر اول از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - نی‌نامه - حقیقت عشق إلهی و کیفیت حرکت سالک در مسیر معبود. - توصیف حال عارف بِالله نسبت به دنیا. - لزوم تبعیت از ولیّ إلهی. - بیان راه‌های انحرافی مزوّران در مقابل مسیر حق. - معنای جبر و تفویض. - ادب حضرت آدم علیه‌السلام در مقابل خداوند. - غیرت خداوند متعال در تحریم زشتی‌ها. - تفسیر «مَن کانَ للّٰه کانَ اللٰهُ له». - بیان نفحه‌های الهی بر سالکان. - هدایت‌نیافتن معاندان. - توصیۀ پیامبر دربارۀ تقرّب به خدا با عقل. - اخلاص در عشق. - نکوهش قیاس.

مثنوی معنوی - دفتر اول

60
  • گر مُیَسَّر کردنِ حق ره بُدی***هر جُهود و گَبر از او آگَه شدی»1
  • در یکی گفته: «مُیَسَّر آن بوَد***که حیاتِ دلْ غذای جان بوَد2
  • هر‌چه ذوقِ طبع باشد چون گذشت***برنیارد همچو شوره رَیع و کَشت3
  • جز پشیمانی نباشد رَیعِ او***جز خسارت پیش نارَد بَیعِ او4
  • آن مُیَسَّر نبوَد اندر عاقبت***نامِ او باشد مُعَسَّرْ عاقبت5
  • تو مُعَسَّر از مُیَسَّر باز‌دان***عاقبت بنگر جمالِ این و آن‌»
  • در یکی گفته که: «اُستادی طلب***عاقبت‌بینی نیابی در حَسَب6
  • 🔹 چشمْ بر سِرّت بدار و از خلاف***دور شو، تا یابی از حقْ اِئتلاف‌7
  • عاقبت دیدند هر گون امّتی***لاجَرَم گشتند اسیرِ زَلَّتی8
  • عاقبت‌بینی نباشد دست‌باف***ور نه کی بودی ز دین‌ها اختلاف‌؟»9
  • در یکی گفته که: «اُستا هم تویی***ز‌آنکه اُستا را شناسا هم تویی
  • مرد باش و سخرۀ مردان مشو***رو، سرِ خود گیر و سرگردان مشو»
  • 🔹 در یکی گفته که: «این جمله تویی***می‌نگنجد در میانِ ما دویی»‌
  • در یکی گفته که: «این جمله یکی‌ست***هر که او دو بیند، أحول‌ْ مرد‌َکی‌ست»10
  • در یکی گفته که: «صد، یک چون بوَد؟!***این که اندیشد؟! مگر مجنون بوَد»11
  • هر یکی قولی‌ست ضدِّ یکدگر***چون یکی باشد؟! بگو زهر و شِکر
    1. گر میسّر ... : اگر خداوند راه حقیقت را در آسانی و عدم ریاضت قرار می‌داد.
    2. مُیَسَّر آن بود ... : آسانی در آن راهی است که حیات دل است.
    3. هر‌چه ذوق ... : امیال و مقتضای طبع تو مانند شوره‌زار است و حاصلی ندارد. رَیع: رشد و فزونی.
    4. بَیع: تجارت.
    5. مُیَسَّر: آسان. مُعَسَّر: سخت.
    6. حَسَب: بزرگی و شرافت اکتسابی یا نَسَبی.
    7. الحاقی از نسخۀ ناسخه. مفتاح الأسرار: چشم بر سیرت.
      چشم بر سِرّت بدار: مراقب حال اندرون خود باش. ائتلاف: انس و پیوستگی.
    8. عاقبت دیدند ... : هر امّتی برای خود عاقبت‌بینی کردند. لاجَم: ناگزیر. زَلَّت: لغزش. 
    9. دست‌باف: کار دست، دست‌یافتنی و آسان.
    10. جمله یکی است: این طریقت‌ها همه یکی است. اَحول: دوبین.
    11. صد یک چون بود: چگونه ممکن است که صد همان یک باشد؟