
مثنوی معنوی - دفتر اول
براساس تصحیح سید حسن میرخانی
دفتر اول از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلالالدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم میگردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - نینامه - حقیقت عشق إلهی و کیفیت حرکت سالک در مسیر معبود. - توصیف حال عارف بِالله نسبت به دنیا. - لزوم تبعیت از ولیّ إلهی. - بیان راههای انحرافی مزوّران در مقابل مسیر حق. - معنای جبر و تفویض. - ادب حضرت آدم علیهالسلام در مقابل خداوند. - غیرت خداوند متعال در تحریم زشتیها. - تفسیر «مَن کانَ للّٰه کانَ اللٰهُ له». - بیان نفحههای الهی بر سالکان. - هدایتنیافتن معاندان. - توصیۀ پیامبر دربارۀ تقرّب به خدا با عقل. - اخلاص در عشق. - نکوهش قیاس.
مثنوی معنوی - دفتر اول
59در یکی گفته که: «امر و نَهیْهاست *** بهرِ کردن نیست، شرحِ عجزِ ماست تا که عجزِ خویش ببینیم اندر آن *** قدرتِ حق را بدانیم آن زمان» در یکی گفته که: «عجزِ خود مَبین *** کفرِ نعمت کردن است آن عجز، هین قدرتِ خود بین که این قدرت از اوست *** قدرتِ خودْ نعمتِ او دان که هوست»1 در یکی گفته: «کزین دو درگذر *** بُت بود هرچه بگنجد در نظر»2 در یکی گفته: «مَکُش این شمع را *** کاین نظرْ چون شمع آمد جمع را3 🔹 از هوای خویش در هر ملّتی *** گشته هر قومی اسیرِ ذِلّتی4 از نظر چون بگذریّ و از خیال *** کُشته باشی نیمشب شمعِ وصال»5 در یکی گفته: «بکُش، باکی مدار *** تا عِوَض بینی یکی را صد هزار که ز کُشتن شمعِ جانْ افزون شود *** لیلیات از صبرْ چون مجنون شود ترکِ دنیا هر که کرد از زهدِ خویش *** پیش آید پیشِ او دنیا و بیش» در یکی گفته که: «آنچَهت دادْ حق *** بر تو شیرین کرد در ایجادْ حق بر تو آسان کرد خوش، آن را بگیر *** خویشتن را درمَیَفکن در زَحیر»6 در یکی گفته که: «بگذار آنِ خَود *** کآن قبولِ طبعِ تو، رَدّ است و بَد7 راههای مختلفْ آسان شده *** هر یکی را ملّتی چون جان شده - هو: ذات بحت باری تعالیٰ (که در عرصۀ وجود اوست و بس).
- بحر المعارف، ج 2، ص 86؛ امیرالمؤمنین علیه السّلام: «کُلُّ ما شَغَلَکَ عن الحَقِّ فَهوَ صَنَمُک» (هر آنچه تو را از توجّه به حضرت حقّ به خویش مشغول سازد، بت توست).
این دو: دیدن عجز و یا قدرت. - شمع: نظر (تفکّر و تعقّل که راه تشخیص هوای نفس است).
- الحاقی از طبع کلاله خاور.
- نظر: تفکّر. خیال: تصوّر (که محرّک انسان برای طلب است).
- نسخۀ قونیه: آسان کرد و خوش
زحیر: نالیدن هنگام سختی. - بگذار آن خو: میل و مقتضای طبع خود را کنار بگذار.
