
مثنوی معنوی - دفتر اول
براساس تصحیح سید حسن میرخانی
دفتر اول از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلالالدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم میگردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - نینامه - حقیقت عشق إلهی و کیفیت حرکت سالک در مسیر معبود. - توصیف حال عارف بِالله نسبت به دنیا. - لزوم تبعیت از ولیّ إلهی. - بیان راههای انحرافی مزوّران در مقابل مسیر حق. - معنای جبر و تفویض. - ادب حضرت آدم علیهالسلام در مقابل خداوند. - غیرت خداوند متعال در تحریم زشتیها. - تفسیر «مَن کانَ للّٰه کانَ اللٰهُ له». - بیان نفحههای الهی بر سالکان. - هدایتنیافتن معاندان. - توصیۀ پیامبر دربارۀ تقرّب به خدا با عقل. - اخلاص در عشق. - نکوهش قیاس.
مثنوی معنوی - دفتر اول
53ای بسا اصحاب کهف اندر جهان *** پهلوی تو، پیشِ تو هست این زمان غار با تو یار با تو در سرود *** مُهر بر چشم است و بر گوشَت؛ چه سود؟!1 🔹 باز دان کز چیست این روپوشها؟ *** خَتمِ حق بر چشمها و گوشها2 سؤال کردن خلیفه از لیلی و جواب دادن لیلی او را
گفت لیلی را خلیفه: «کآن تویی *** کز تو مجنون شد پریشان و غَویّ؟!3 از دگر خوبان تو افزون نیستی» *** گفت: «خامُش! چون تو مجنون نیستی 🔹 دیدۀ مجنون اگر بودی تو را *** هر دو عالَم بیخطر بودی تو را4 🔹 با خودی تو، لیک مجنونْ بیخود است *** در طریقِ عشقْ بیداری بد است»5 ----------
هر که بیدار است، او در خوابتر *** هستْ بیداریش از خوابش بَتَر6 🔹 هر که در خواب است، بیداریش بِهْ *** مستِ غفلت، عینِ هشیاریش بِهْ7 چون به حق بیدار نَبوَد جانِ ما *** هست بیداری چو دَربندانِ ما8 جان همه روز از لگدکوبِ خیال *** وز زیان و سود و از خوفِ زوال9 نی صفا میمانَدش نی لطف و فَرّ *** نی بهسوی آسمان راهِ سفر10 - نسخۀ قونیه: یار با او غار با او.
خدا و عالم هستی با تو نوای حقیقت سرمیدهند، ولی چه سود که پردۀ غفلت چشم و گوش تو را پوشانده است. - روپوش: حجاب. خَتم: مُهرکردن.
- غَویّ: گمراه.
- بیخطر: بیارزش و بَها.
- بیخود است: از خودیّت بیرون آمده است.
- بیدار: هشیار در امور دنیا. در خوابتر: از ادراک ملکوت و جمال محبوب غافلتر و در خوابتر است. بَتَر: بدتر.
- در خواب: غافل از امور دنیا. بیداریش بِه: بیداریاش بهتر از خواب اوست؛ زیرا در وصال محبوب است.
- حق: خدا. دربندان: حصار، زندان.
- خوف زوال: ترس از نیستی و هلاکت.
- لُطف: لطافت و جمال. فرّ: شکوه و جلال.
- نسخۀ قونیه: یار با او غار با او.
