اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر اول

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر اول از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - نی‌نامه - حقیقت عشق إلهی و کیفیت حرکت سالک در مسیر معبود. - توصیف حال عارف بِالله نسبت به دنیا. - لزوم تبعیت از ولیّ إلهی. - بیان راه‌های انحرافی مزوّران در مقابل مسیر حق. - معنای جبر و تفویض. - ادب حضرت آدم علیه‌السلام در مقابل خداوند. - غیرت خداوند متعال در تحریم زشتی‌ها. - تفسیر «مَن کانَ للّٰه کانَ اللٰهُ له». - بیان نفحه‌های الهی بر سالکان. - هدایت‌نیافتن معاندان. - توصیۀ پیامبر دربارۀ تقرّب به خدا با عقل. - اخلاص در عشق. - نکوهش قیاس.

مثنوی معنوی - دفتر اول

48
  • آنگهَم از خود بِران تا شهرِ دور***تا در‌اندازم در ایشان صد فُتور1
  • 🔹 چون شوند آن قوم از من دین‌پذیر***کارِ ایشان سر‌به‌‌سر شوریده گیر2
  • 🔹 در میانْشان فتنه و شور افکَنم***کاهِنانْ خیره شوند اندر فَنَم3
  • 🔹 آنچه خواهم کرد با نصرانیان***آن نمی‌آید کنون اندر بیان
  • 🔹 چون شمارَندم امین و رازدان***دامِ دیگر گون نِهَم در پیششان4
  • 🔹 و‌ز حِیَل بِفْریبم ایشان را همه***وَ اندر ایشان افکنم صد دمدمه5
  • 🔹 تا به دستِ خویش خونِ خویشتن***بر زمین ریزند، کوتَه شد سخن
  • پس بگویم: ”من به سِر نصرانی‌ام***ای خدای راز‌دان می‌دانی‌ام‌
  • شاهْ واقف گشت از ایمانِ من***و‌ز تعصّب کرد قصدِ جانِ من‌
  • خواستم تا دین ز شه پنهان کنم***آنچه دینِ اوست، ظاهرْ آن کنم
  • شاه بویی بُرد از اسرارِ من***متّهَم شد پیشِ شهْ گفتارِ من‌
  • گفت: ’گفتِ تو چو در نان، سوزن است***از دلِ من تا دلِ تو رُوزَن است‌
  • من از آن روزن بدیدم حالِ تو***حال دیدم، کی نِیوشم قالِ تو؟!‘6
  • گر نبودی جانِ عیسیٰ چاره‌ام***او جُهودانه بکردی پاره‌ام‌
  • بهرِ عیسیٰ جان سپارم، سَر دهم***صد هزاران منّتش بر جان نَهم
  • جان دریغم نیست از عیسیٰ وَلیک***واقفم از علمِ دینش نیکِ نیک
  • حیف می‌آید مرا کآن دینِ پاک***در میانِ جاهلان گردد هلاک
  • شُکرْ یزدان را و عیسیٰ را که ما***گشته‌ایم این دینِ حق را رهنما
  • و‌ز جُهود و از جُهودان رَسته‌ایم***تا به زُنّار، این میان را بسته‌ایم7
  • دورْ دورِ عیسِی است ای مردمان***بشْنوید اسرارِ کیشِ او به جان‌“
  • 🔹 چون شمارَندم امین و مُقتَدا***سر نهَندم، جمله جویند اِهتدا»
    1. نسخۀ قونیه: در ایشان شرّ و شور.
      فتور: سستی و ضعف.
    2. شوریده گیر: آشفته بدان.
    3. فنّ: فریب و حیله.
    4. شمردن: پنداشتن. دیگر گون: نوع دیگر.
    5. حیَل: حیله‌ها، مکرها. دمدمه: مکر و فریب.
    6. نیوشم: بشنوم، گوش دهم.
    7. زنّار: پارچه‌ای است که مسیحیان بر کمر خود می‌بستند و امروزه آن را بر گردن می‌بندند؛ کراوات.