اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر اول

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر اول از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - نی‌نامه - حقیقت عشق إلهی و کیفیت حرکت سالک در مسیر معبود. - توصیف حال عارف بِالله نسبت به دنیا. - لزوم تبعیت از ولیّ إلهی. - بیان راه‌های انحرافی مزوّران در مقابل مسیر حق. - معنای جبر و تفویض. - ادب حضرت آدم علیه‌السلام در مقابل خداوند. - غیرت خداوند متعال در تحریم زشتی‌ها. - تفسیر «مَن کانَ للّٰه کانَ اللٰهُ له». - بیان نفحه‌های الهی بر سالکان. - هدایت‌نیافتن معاندان. - توصیۀ پیامبر دربارۀ تقرّب به خدا با عقل. - اخلاص در عشق. - نکوهش قیاس.

مثنوی معنوی - دفتر اول

46
  • داستانِ پادشاهِ جُهودان که نصرانیان را می‌کُشت از بهرِ تعصّبِ‌ ملّتِ خود و حکایتِ آن استاد و شاگردِ او

  • بود شاهی در جُهودانْ ظلم‌ساز***دشمنِ عیسیّ و نَصرانی‌گُداز1
  • عهدِ عیسیٰ بود و نوبتْ آنِ او***جانِ موسیٰ او و، موسیٰ جانِ او2
  • شاهِ اَحول کرد در راهِ خدا***آن دو دمسازِ خدایی را جدا3
  • ----------

  • گفت استادْ اَحولی را: «کاندر آ***رو، برون آر از وُثاقْ آن شیشه را»4
  • 🔹 چون درونِ خانه اَحول رفت زود***شیشه پیشِ چشم او دو می‌نمود
  • گفت اَحول: «ز‌آن دو شیشه تا کدام***پیشِ تو آرم؟ بکن شرحی تمام»‌
  • گفت استاد: «آن، دو شیشه نیست، رو***احولی بگذار و افزون‌بین مشو»
  • گفت: «ای اُستا مرا طعنه مزن»***گفت اُستا: «ز‌آن دو، یک را برشکن»
  • چون یکی بشکست، هر دو شد ز چَشم***مردْ أحوَل گردد از مَیلان و خشم5
  • شیشه یک بود و به چشمش دو نمود***چون شکست آن شیشه را، دیگر نبود6
  • خشم و شهوت مرد را أحوَل کند***زِ اسْتقامتْ روح را مُبدَل کند7
  • چون غرض آمد، هنر پوشیده شد***صد حجاب از دل به سوی دیده شد
  • چون دهد قاضی به دلْ رِشوت قرار***کی شناسد ظالم از مظلومِ زار؟!8
  • ----------

    1. جُهودان: یهودیان. نصرانی‌گداز: آزار‌دهندۀ نصرانیان.
    2. آنِ او: برای او، مالِ او (حضرت عیسیٰ علیه السّلام).
    3. اَحول: دوبین. دمساز: همدم.
    4. اندر آ: داخل شو. وُثاق: خانه، اتاق.
    5. شد ز چشم: از چشم پنهان گشت. مَیلان: تمایلات و شهوات.
    6. دیگر: شیشۀ دیگر.
    7. استقامت: تعادل و توازن. مُبدَل: دگرگون.
    8. رشوت به دل قرار دادن: رشوه را در دل خود جای دادن و به آن انس گرفتن.