اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر اول

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر اول از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - نی‌نامه - حقیقت عشق إلهی و کیفیت حرکت سالک در مسیر معبود. - توصیف حال عارف بِالله نسبت به دنیا. - لزوم تبعیت از ولیّ إلهی. - بیان راه‌های انحرافی مزوّران در مقابل مسیر حق. - معنای جبر و تفویض. - ادب حضرت آدم علیه‌السلام در مقابل خداوند. - غیرت خداوند متعال در تحریم زشتی‌ها. - تفسیر «مَن کانَ للّٰه کانَ اللٰهُ له». - بیان نفحه‌های الهی بر سالکان. - هدایت‌نیافتن معاندان. - توصیۀ پیامبر دربارۀ تقرّب به خدا با عقل. - اخلاص در عشق. - نکوهش قیاس.

مثنوی معنوی - دفتر اول

43
  • در نماز و روزه و حجّ و زکات***با منافقْ مؤمنان در بُرد و مات‌1
  • مؤمنان را بُرد باشد عاقبت***با منافق ماتْ اندر آخرت‌
  • گرچه هر دو بر سرِ یک بازی‌اند***لیک با هم مَروَزیّ و رازی‌اند2
  • هر یکی سوی مُقامِ خود رَود***هر یکی بر وفقِ نامِ خود رَود3
  • مؤمنش گویند، جانش خوش شود***ور منافق، تند و پُر آتش شود
  • نامِ آن، محبوب از ذاتِ وی است***نامِ این، مبغوض ز آفاتِ وی است‌
  • میم و واو و میم و نون، تشریف نیست***لفظِ مؤمن جز پیِ تعریف نیست‌4
  • گر منافق خوانی‌اش، این نامِ دون***همچو کژدم می‌خَلَد در اندرون‌5
  • گر نه این نامْ اشتقاقِ دوزخ است***پس چرا در وی مَذاقِ دوزخ است‌؟!6
  • زشتیِ این نامِ بَدْ از حرف نیست***تلخیِ آن آبِ بحرْ از ظرف نیست‌
  • حرفْ ظرف آمد، در او معنا چو آب***بحرِ معنیٰ ﴿عِندَهُ اُمُّ الكتاب‌﴾7
  • بَحرِ تلخ و بحرِ شیرین هم‌عِنان***در میانْشان ﴿بَرزَخٌ لا يبغيان‌﴾8
  • و‌آنگه این هر دو ز یک اصلی روان***درگذر زین هر دو، رو تا اصلِ آن‌
  • زرِّ قلب و زرِّ نیکو در عِیار***بی‌مِحَکّ هرگز ندانی زِ اعْتبار9
  • هر که را در جانْ خدا بنْهد مِحَکّ***هر یقین را باز داند او ز شکّ‌
  • 🔹 آنچه گفت: «اِستَفتِ قَلبَک» مصطفیٰ***آن کسی داند که پُر بود از وفا10
    1. مات: باخت.
    2. مَروَزیّ: اهل مرو. رازی: اهل ری. (کنایه از فاصله و تفاوت بسیار)
    3. مُقام: اقامتگاه، (وطن حقیقی).
    4. پی تشریف نیست: اعتباری و برای شرافت بخشیدن نیست. تعریف: معرّفی کردن و بیان حقیقت.
    5. دون: پَست. کژدم: عقرب. خَلیدن: فرو رفتن شیء تیز در بدن؛ گزیدن و نیش زدن.
    6. اشتقاق دوزخ: برگرفته از دوزخ (اصل وجود منافق از جهنم است). مَذاق: طعم و مزه.
    7.  سوره الرعد، آیه 13؛ ﴿حقیقت کتاب نزد خداوند است﴾.
    8. نسخۀ قونیه: بحر شیرین در جهان.
      سوره الرحمٰن، آیه 20.
      هم‌عنان: هم‌سفر. در میانشان ... : ﴿در میان آن‌ها حدّ فاصلی است که نسبت به هم تعدّی نمی‌کنند﴾.
    9. زرّ قلب: طلای تقلّبی. عیار: معیار خلوص طلا. مِحَکّ: سنگی که با آن عیار طلا را می‌سنجند. ز اعتبار: از لحاظ خلوص.
    10.  احیاء العلوم، ج1، ص 34؛ رسول‌اللٰه صلّی اللٰه علیه و آله و سلّم: «اِستَفتِ قَلبَكَ...» (در هر کاری از قلب و فطرت خودت پرسش نما، - سپس حضرت سه بار فرمودند: - هر چند دیگران بدان فتوا دهند و حکم نمایند.