اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر اول

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر اول از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - نی‌نامه - حقیقت عشق إلهی و کیفیت حرکت سالک در مسیر معبود. - توصیف حال عارف بِالله نسبت به دنیا. - لزوم تبعیت از ولیّ إلهی. - بیان راه‌های انحرافی مزوّران در مقابل مسیر حق. - معنای جبر و تفویض. - ادب حضرت آدم علیه‌السلام در مقابل خداوند. - غیرت خداوند متعال در تحریم زشتی‌ها. - تفسیر «مَن کانَ للّٰه کانَ اللٰهُ له». - بیان نفحه‌های الهی بر سالکان. - هدایت‌نیافتن معاندان. - توصیۀ پیامبر دربارۀ تقرّب به خدا با عقل. - اخلاص در عشق. - نکوهش قیاس.

مثنوی معنوی - دفتر اول

41
  • می‌نمود آن مرغ را هر گون شگِفت***وز تعجّب لب به دندان می‌گرفت1
  • 🔹 دم به ‌دم می‌گفت از هر در سخن***تا که باشد کاندر آید در سخن
  • 🔹 بر امیدِ آنکه مرغ آید به گفت***چشمِ او را با صُوَر می‌کرد جفت2
  • ناگهانی جولَقیّ‌ای می‌گذشت***با سَری بی‌مو به‌سانِ طاس و طَشت3
  • طوطی اندر گفت آمد در زمان***بانگ بر وی زد بگفتش: «کِای فلان‌4
  • کَز چه‌ای کَل؟ با کَلان آمیختی؟***تو مگر از شیشه روغن ریختی؟»
  • از قیاسش خنده آمد خلق را***کاو چو خود پنداشت صاحب‌دَلق را5
  • ----------

  • کارِ پاکان را قیاس از خود مگیر***گرچه باشد در نوشتنْ شیرْ شیر
  • جمله عالَم زین سبب گمراه شد***کم کسی زَ ابْدالِ حقّ آگاه شد6
  • 🔹 اَشقیا را دیدۀ بینا نبود***نیک و بد در دیده‌شان یکسان نمود7
  • هم‌سَری با انبیا برداشتند***اولیا را همچو خود پنداشتند8
  • گفته: «اینک ما بشر، ایشان بشر***ما و ایشان بستۀ خوابیم و خَور»9
  • این ندانستند ایشان از عَمیٰ***هست فرقی در میانْ بی‌مُنتَهیٰ10
  • هر دو گونْ زنبور خوردند از محل***لیک شد ز‌آن نیش و زین دیگر عسل‌
  • هر دو گون آهو گیا خوردند و آب***زین یکی سِرگین شد و ز‌آن مُشکِ ناب‌
  • هر دو نِی خوردند از یک آب‌خَور***آن یکی خالیّ و این پُر از شِکر11
    1. هر گون شگفت: هر‌ گونه کار شگفت‌انگیز.
    2. صُوَر: اَشکال و منظره‌ها.
    3. جولَقیّ: ژنده‌پوش. طاس: تشت بزرگ.
    4. نسخۀ قونیه: بانگ بر درویش زد چون عاقلان.
    5. کاو: زیرا که او. دلق: لباس پشمین صوفیان. (صاحبْ‌دلق: همان جولقیّ).
    6. اَبدال: جمع بَدَل یا بَدیل؛ اولیای خدا.
    7. الحاقی از طبع کلاله خاور.
      اشقیا: سنگدلان و تیره‌بختان. (شقاوت ضدّ سعادت)
    8. هم‌سَری: برابری.
    9. بسته: گرفتار. خور: خوردن.
    10. عَمیٰ: کوری؛ (کوری دل).
    11. آبخور: محلّ آب خوردن.