اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر اول

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر اول از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - نی‌نامه - حقیقت عشق إلهی و کیفیت حرکت سالک در مسیر معبود. - توصیف حال عارف بِالله نسبت به دنیا. - لزوم تبعیت از ولیّ إلهی. - بیان راه‌های انحرافی مزوّران در مقابل مسیر حق. - معنای جبر و تفویض. - ادب حضرت آدم علیه‌السلام در مقابل خداوند. - غیرت خداوند متعال در تحریم زشتی‌ها. - تفسیر «مَن کانَ للّٰه کانَ اللٰهُ له». - بیان نفحه‌های الهی بر سالکان. - هدایت‌نیافتن معاندان. - توصیۀ پیامبر دربارۀ تقرّب به خدا با عقل. - اخلاص در عشق. - نکوهش قیاس.

مثنوی معنوی - دفتر اول

37
  • 🔹 چون‌که زرگر از مرض بد حال شد***و‌ز گُدازَش شخص او چون نال شد1
  • گفت: «من آن آهوَم کز نافِ من***ریخت آن صیّادْ خونِ صافِ من‌2
  • ای من آن روباهِ صحرا کز کمین***سر بُریدندم برای پوستین
  • ای من آن پیلی که زخمِ پیلبان***ریخت خونم از برای استخوان3
  • آن که کُشتَه‌سْتم پیِ مادونِ من***می‌نداند که نخُسبد خونِ من‌4
  • بر مَن است امروز و فردا بر وی است***خونِ چون من کس چنین ضایع کی است؟!»
  • ----------

  • گرچه دیوار افکنَد سایه‌یْ دراز***باز گردد سوی او آن سایه باز
  • این جهانْ کوه است و فعلِ ما نِدا***سوی ما آید نِداها را صَدا5
  • ----------

  • این بگفت و رفت در دَم زیرِ خاک***آن کنیزک شد ز رنج و دردْ پاک6
  • ----------

  • ز‌آنکه عشقِ مردگان پاینده نیست***چون‌که مرده سوی ما آینده نیست7
  • عشقِ زنده در روان و در بَصَر***هر دمی باشد ز غنچه تازه‌تر
  • عشقِ آن زنده گُزین کاو باقی است***و‌ز شرابِ جان‌فَزایت ساقی است
  • عشقِ آن بگزین که جمله انبیا***یافتند از عشقِ او کار و کِیا8
  • تو مگو: «ما را بدان شهْ بار نیست»***با کریمان کارها دشوار نیست9
    1. الحاقی از طبع کلاله خاور.
      گدازَش: ذوب شدن و لاغر‌شدن او. نال: نیِ باریک و تو‌خالی.
    2. کز ناف من: به‌خاطر نافه و مُشک من.
    3. پیلبان: (شکارچی فیل). استخوان: (عاج).
    4. پیِ مادون من: برای چیزی بی‌ارزش‌تر از جان من. می‌نداند: نمی‌داند. نخسبد خون من: خون من هدر نمی‌رود.
    5. صَدا: انعکاس صوت، پژواک.
    6. نسخۀ قونیه: ز عشق و رنج.
    7. آینده نیست: نمی‌آید.
    8. کار و کیا: قدرت و سیطره (باطنی).
    9. بار: رخصت و اجازۀ ورود.