
مثنوی معنوی - دفتر اول
براساس تصحیح سید حسن میرخانی
دفتر اول از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلالالدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم میگردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - نینامه - حقیقت عشق إلهی و کیفیت حرکت سالک در مسیر معبود. - توصیف حال عارف بِالله نسبت به دنیا. - لزوم تبعیت از ولیّ إلهی. - بیان راههای انحرافی مزوّران در مقابل مسیر حق. - معنای جبر و تفویض. - ادب حضرت آدم علیهالسلام در مقابل خداوند. - غیرت خداوند متعال در تحریم زشتیها. - تفسیر «مَن کانَ للّٰه کانَ اللٰهُ له». - بیان نفحههای الهی بر سالکان. - هدایتنیافتن معاندان. - توصیۀ پیامبر دربارۀ تقرّب به خدا با عقل. - اخلاص در عشق. - نکوهش قیاس.
مثنوی معنوی - دفتر اول
36شاه دید او را و بس تکریم کرد *** مخزنِ زر را بدو تسلیم کرد 🔹 پس بفرمودش که بَرسازد ز زر *** از سِوار و طوْق و خَلخال و کمر1 🔹 هم زِ انواع أوانی بیعدد *** کآنچنان در بزمِ شاهنشه سزَد2 🔹 زر گرفت آن مرد و شد مشغولِ کار *** بیخبر زین حالت و این کارِ زار3 پس حکیمش گفت: «کِای سلطانِ مِه *** آن کنیزک را بدین خواجه بده4 تا کنیزک در وِصالش خوش شود *** زآبِ وصلش دَفع این آتش شود» شه بدو بخشید آن مَهروی را *** جفت کرد آن هر دو صحبتجوی را5 مدّتِ شش ماه میراندند کام *** تا به صحّت آمد آن دخترْ تمام بعد از آن از بهرِ او شربت بساخت *** تا بخورْد و پیشِ دختر میگداخت6 🔹 چون ز رنجوری جمال او نمانْد *** جانِ دختر در وَبال او نمانْد7 چونکه زشت و ناخوش و رُخزرد شد *** اندک اندک در دلِ او سرد شد ----------
عشقهایی کَز پیِ رنگی بوَد *** عشق نَبوَد، عاقبتْ نَنگی بوَد کاشکی آن ننگ بودی یکسَری *** تا نرفتی بَر وِی آن بَد داوری خون دوید از چشمِ همچون جوی او *** دشمنِ جانِ وی آمد روی او8 دشمنِ طاووس آمد پَرِّ او *** ای بسا شَه را بکُشته فَرِّ او9 ----------
- برسازد: بسازد. سِوار: دستبند. طوق: گردنبند. خلخال: زینتی که زنان به پا میبندند. کمر: کمربند.
- أوانی: ظروف آبخوری. بزم: محفل. سزد: سزاوار باشد.
- زار: نابسامان، شوریده و درهم.
- مِه: بزرگ.
- مَهروی: زیباروی. صحبتجوی: عاشق.
- شربت: نوشیدنی (سمّ). میگداخت: لاغر میشد.
- الحاقی از نسخۀ قونیه.
رنجوری: بیماری. وبال: رنج و سختی. (در وبال او نماند: از عشق به زرگر آزاد گشت). - دوید: جاری شد.
- فرّ: شکوه و شوکت.
