
مثنوی معنوی - دفتر اول
براساس تصحیح سید حسن میرخانی
دفتر اول از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلالالدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم میگردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - نینامه - حقیقت عشق إلهی و کیفیت حرکت سالک در مسیر معبود. - توصیف حال عارف بِالله نسبت به دنیا. - لزوم تبعیت از ولیّ إلهی. - بیان راههای انحرافی مزوّران در مقابل مسیر حق. - معنای جبر و تفویض. - ادب حضرت آدم علیهالسلام در مقابل خداوند. - غیرت خداوند متعال در تحریم زشتیها. - تفسیر «مَن کانَ للّٰه کانَ اللٰهُ له». - بیان نفحههای الهی بر سالکان. - هدایتنیافتن معاندان. - توصیۀ پیامبر دربارۀ تقرّب به خدا با عقل. - اخلاص در عشق. - نکوهش قیاس.
مثنوی معنوی - دفتر اول
24بود اندر منظره شهْ منتظِر *** تا ببیند آنچه بنمودند سِرّ1 دید شخصی کاملی پُرمایهای *** آفتابی در میانِ سایهای میرسید از دور مانندِ هلال *** نیست بود و هست، بر شکلِ خیال2 ----------
نیستوَش باشد خیال اندر جهان *** تو جهانی بر خیالی بین روان3 بر خیالی صلحشان و جنگشان *** وز خیالی فخرشان و ننگشان آن خیالاتی که دامِ اولیاست *** عکسِ مَهرویانِ بُستانِ خداست4 ----------
آن خیالی را که شَه در خواب دید *** در رخِ مهمان همی آمد پدید 🔹 نورِ حق ظاهر بوَد اندر ولیّ *** نیک بین باشی اگر اهلِ دلی5 🔹 آن ولیِّ حق چو پیدا شد ز دور *** از سر و پایش همی میتافت نور شَه بهجای حاجِبان در پیش رفت *** پیشِ آن مهمانِ غیبِ خویش رفت6 🔹 ضَیفِ غیبی را چو اِستقبال کرد *** چون شِکر، گویی که پیوست او به وَرد7 هر دو بَحریّ، آشنا آموخته *** هر دو جانْ بیدوختن بَردوخته8 🔹 آن یکی چون تشنه وآن دیگر چو آب *** آن یکی مَخمور وآن دیگر شراب9 گفت: «معشوقم تو بودَهستی نه آن *** لیک کار از کار خیزد در جهان10 ای مرا تو مصطفیٰ، من چون عُمَر *** از برای خدمتت بندم کمر» - منظره: قسمت مرتفع قصر.
- او مانند هلال و مانند خیال بود که از یک جهت پیدا و از جهت دیگر ناپیدا است.
- نسخۀ قونیه: خیال اندر روان.
نیستوش: نیستگونه. - مَهرویان بستان خدا: (معانی و جذْبههای حقایق عالَم ملکوت که دل اولیا را صید نموده و آنها را بهسوی دوست میکشاند).
- نیک بین باشی: زیبایی نور حقّ را در ولیّ خواهی دید.
- حاجِب: دربان، نگهبان.
- ضَیف: مهمان. وَرد: گل.
- بحریّ: اهل دریا (دریای حقیقت). آشنا: شنا. بردوخته: بههم دوخته.
- مَخمور: خماری که طالب و تشنۀ شراب است.
- کار از کار خیزد: نظام جهان براساس اسباب و مسبَّبات است.
