اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر اول

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر اول از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - نی‌نامه - حقیقت عشق إلهی و کیفیت حرکت سالک در مسیر معبود. - توصیف حال عارف بِالله نسبت به دنیا. - لزوم تبعیت از ولیّ إلهی. - بیان راه‌های انحرافی مزوّران در مقابل مسیر حق. - معنای جبر و تفویض. - ادب حضرت آدم علیه‌السلام در مقابل خداوند. - غیرت خداوند متعال در تحریم زشتی‌ها. - تفسیر «مَن کانَ للّٰه کانَ اللٰهُ له». - بیان نفحه‌های الهی بر سالکان. - هدایت‌نیافتن معاندان. - توصیۀ پیامبر دربارۀ تقرّب به خدا با عقل. - اخلاص در عشق. - نکوهش قیاس.

مثنوی معنوی - دفتر اول

117
  • شیری اندر راهْ قصدِ بنده کرد***قصدِ هر دو همرَهِ آینده کرد1
  • گفتمش: ”ما بندۀ شاهَنشهیم***خواجه‌تاشانِ کِهِ آن درگَهیم“‌2
  • گفت: ”شاهنشه که باشد؟! شرم دار!***پیشِ منْ تو یادِ هر ناکس مَیار!
  • هم تو را و هم شَهَت را بَر‌دَرم***گر تو با یارت بگردید از بَرم“‌
  • گفتمش: ”بگذار تا بارِ دگر***رویِ شه بینم، بَرم از تو خبر“
  • گفت: ”همرَه را گِرو نِهْ پیشِ من***ور نه قربانی تو اندر کیشِ من‌“
  • لابه کردیمش بسی، سودی نکرد***یارِ من بِستَد، مرا بگذاشت فرد3
  • 🔹 مانده آن همرَهْ گرو در پیشِ او***خون روان شد از دلِ بی‌خویشِ او
  • یارم از زَفتی سه چندان بُد که من***هم به لطف و هم به خوبی هم به تن4
  • بعد از این، ز‌آن شیرْ آن ره بسته شد***حالِ ما این بود  کِت دانسته شد5
  • از وظیفه بعد از این امّید بُر***حق همی‌گویم تو را وَ الحَقُّ مُرّ6
  • گر وظیفه بایدَت، رَه پاک کن***هین بیا و دفعِ آن بی‌باک کن»‌
  • جواب‌گفتن شیرْ خرگوش را و روان شدن در راه

  • گفت: «بِسمِ اللَه، بیا تا او کجاست؟***پیشِ رو شو، گر همی‌گویی تو راست‌
  • تا سزای او و صد چون او دهم***ور دروغ است این، سزای تو دهم»‌
  • اندر آمد چون قَلاووزی به پیش***تا بَرد او را به‌سوی دامِ خویش7
  • سوی چاهی کاو نشانش کرده بود***چاهِ مَغ را دامِ جانش کرده بود8
    1. آینده: کسی که می‌آید.
    2. خواجه‌تاشان: غلامان، نوکران. کِه: کوچک، حقیر.
    3. بِستَد: بستانْد، گرفت. فرد: تنها.
    4. زَفتی: فربهی، چاقی.
    5.  تصحیح نیکلسون: رشتۀ اَیْمان ما بُگسسته شد.
      اَیمان: قسم‌ها.
      کِت: که برای تو.
    6. وظیفه: مقرّری، جیرۀ روزانه. الحَقُّ مُرّ: کلام حق، تلخ است.
    7. قَلاووز: کسی که پیشروِ لشکر است، راهنما.
    8. مَغ: عمیق.