اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر اول

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر اول از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - نی‌نامه - حقیقت عشق إلهی و کیفیت حرکت سالک در مسیر معبود. - توصیف حال عارف بِالله نسبت به دنیا. - لزوم تبعیت از ولیّ إلهی. - بیان راه‌های انحرافی مزوّران در مقابل مسیر حق. - معنای جبر و تفویض. - ادب حضرت آدم علیه‌السلام در مقابل خداوند. - غیرت خداوند متعال در تحریم زشتی‌ها. - تفسیر «مَن کانَ للّٰه کانَ اللٰهُ له». - بیان نفحه‌های الهی بر سالکان. - هدایت‌نیافتن معاندان. - توصیۀ پیامبر دربارۀ تقرّب به خدا با عقل. - اخلاص در عشق. - نکوهش قیاس.

مثنوی معنوی - دفتر اول

113
  • جان ز پیداییّ و نزدیکی‌ست گُم***چون شکم پر‌آب و لبْ خشکی چو خُم1
  • 🔹 در درونِ خود بیَفزا درد را***تا ببینی سبز و سرخ و زرد را2
  • کی ببینی سرخ و سبز و بور را***تا نبینی پیش از این سه، نور را
  • لیک چون در رنگْ گم شد هوشِ تو***شد ز نورْ آن رنگ‌ها رو‌پوشِ تو
  • چون‌که شب آن رنگ‌ها مَستور بود***پس بدیدی دیدِ رنگ از نور بود
  • نیست دیدِ رنگْ بی‌نورِ بُرون***هم‌چنین رنگِ خیالِ اندرون‌
  • این برون از آفتاب و از سُهاست***و‌آن درون از عکسِ انوارِ عُلاست3
  • نورِ نورِ چشمْ خود نورِ دل است***نورِ چشم از نورِ دل‌ها حاصل است‌
  • باز نورِ نورِ دل، نورِ خداست***کاو ز نورِ عقل و حسّ، پاک و جداست‌
  • شب نَبُد نور و ندیدی رنگ را***پس به ضِدّ، آن نور پیدا شد تو را4
  • 🔹 شب ندیدی رنگ، کآن بی‌نور بود***رنگ چه ‌بْوَد؟ مُهرۀ کور و کبود5
  • که نظر بر نور بود، آنگَه به رنگ***ضِدّ، به ضِدّ پیدا شود چون رُوم و زنگ6
  • دیدنِ نور است، آنگه دیدِ رنگ***وین به ضدِّ نور دانی بی‌درنگ
  • پس به ضِدِّ نور دانستی تو نور***ضِدْ ضِد را می‌نماید در صُدور7
  • 🔹 رنج و غم را حق پیِ آن آفرید***تا بدین ضدّ، خوش‌دلی آید پدید
  • پس نهانی‌ها به ضدّ پیدا شود***چون‌که حق را نیست ضدّ، پنهان بوَد8
  • نورِ حق را نیست ضدّی در وجود***تا به ضدّ، او را توان پیدا نمود
    1. چون... : مانند کوزه‌ای که درونش پرآب است و لبش خشک.
    2. تا ببینی... : تا تجلّیات حضرت حق را در درون خود ببیند.
    3. سُهیٰ: (ستارگان). عُلیٰ: ملکوت.
    4. به ضدّ... : به‌واسطۀ تاریکی، آن نور را شناختی.
    5. کآن: زیرا که آن. رنگ ... : رنگ همانند مهره‌هایی است که به خودی خود بی‌فروغند و بدون نور دیده نمی‌شوند.
    6. روم و زنگ: رومیان و زنگیان (دو جنس متضاد مانند سفیدی و سیاهی که به‌وسیلۀ اختلافشان شناخته می‌شوند).
    7. صدور: ظهور و آشکار‌شدن.
    8. چون‌که... : چون خداوند تمام هستی عالم را در بر گرفته است، ضدّی ندارد تا به‌وسیلۀ آن شناخته شود.