
مثنوی معنوی - دفتر اول
براساس تصحیح سید حسن میرخانی
دفتر اول از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلالالدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم میگردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - نینامه - حقیقت عشق إلهی و کیفیت حرکت سالک در مسیر معبود. - توصیف حال عارف بِالله نسبت به دنیا. - لزوم تبعیت از ولیّ إلهی. - بیان راههای انحرافی مزوّران در مقابل مسیر حق. - معنای جبر و تفویض. - ادب حضرت آدم علیهالسلام در مقابل خداوند. - غیرت خداوند متعال در تحریم زشتیها. - تفسیر «مَن کانَ للّٰه کانَ اللٰهُ له». - بیان نفحههای الهی بر سالکان. - هدایتنیافتن معاندان. - توصیۀ پیامبر دربارۀ تقرّب به خدا با عقل. - اخلاص در عشق. - نکوهش قیاس.
مثنوی معنوی - دفتر اول
110آن مگس بر برگِ کاه و بولِ خر *** همچو کشتیبان همی افراشت سر1 گفت: «من کشتیّ و دریا خواندهام *** مدّتی در فکرِ آن میماندهام2 اینک این دریا و این کشتیّ و من *** مردِ کشتیبان و اهلِ رأی و فن» بر سرِ دریا همی رانْد او عَمَد *** مینمودش این قدَر بیرون ز حدّ3 بود بیحدْ آن چَمین نسبت بِدو *** آن نظر کاو بیند آن را راستْ کو؟!4 عالَمش چندان بوَد کِش بینش است *** چشمِ چندین بحرْ همچندینش است5 صاحبِ تأویلِ باطل چون مگس *** وهمِ او بولِ خر و، تصویرْ خَس6 گر مگسْ تأویل بگذارَد به رای *** آن مگس را بخت گردانَد هُمای7 آن، مگس نَبوَد کِش این غیرت بوَد *** روحِ او نی درخورِ صورت بوَد8 همچو آن خرگوشْ کاو بر شیر زد *** روحِ او کی بود اندرخورْدِ قد؟!9 رنجیدن شیر از دیرآمدن خرگوش
شیر میگفت از سرِ تیزیّ و خشم: *** «کز رهِ گوشم عَدو بربست چشم10 - بول: ادرار.
- من مطالبی دربارۀ دریا و کشتی خوانده بودم... .
- عَمَد: نوعی قایق. مینمودش... : اندازۀ آن برگ کاه و بول برای او بسیار بزرگ جلوه میکرد.
- چَمین: ادرار. راست: درست و واقعی.
- عالَم در نظر مگس بهاندازۀ بینش او کوچک است و چشمی که قدرت دیدن چندین دریا را دارد، وسعت عالَمش بهاندازۀ همان دریاها است.
- آن کس که بهگزاف و بیاساس تأویل (قرآن) میکند همچون آن مگس است و اوهامش مانند ادرار خر و تصوّراتش مانند خس و خاشاک بیمقدار است.
- تأویلِ به رای: تفسیر و تأویل (قرآن) براساس فکر و رأی کوتاه خود.
- نسخۀ قونیه: این عبرت (پندپذیری).
غیرت: غیرت دربارۀ حقایق قرآن که آن را با اوهام خود آمیخته نکند. - درخورْد: درخور. (روحش بزرگ است و بهاندازۀ جسم کوچکش نیست).
- تیزی: تندخویی. عدو: دشمن.
